دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٨٧ - على شريعتى مزينانى
على شريعتى مزينانى
على شريعتى فرزند محمد تقى، مبارز و بيدارگر ايرانى در سال ١٣١٢ ه. ش در كاهك نزديك مزينان (از توابع بخش داورزن شهرستان سبزوار) به دنيا آمد. در سال ١٣٣٤ وارد دانشكده ادبيات دانشگاه مشهد گرديد، در سال ١٣٣٦ دستگير و زندانى شد، در سال ١٣٣٧ ازدواج كرد كه ثمره آن سه دختر و يك پسر است.
چون دانشگاه را با رتبه اولى سپرى كرد بورسيهاى از دولت براى ادامه تحصيل در فرانسه را اخذ نمود و ضمن تحصيل در دانشگاه سوربن به نهضت آزاديبخش الجزاير پيوست و هم چنين با نهضتهاى ملى كشورهاى ديگر در افريقا و آسيا و رهبرانشان آشنا شد.
در سال ١٣٤١ شمسى با درجه دكترا فارغ التحصيل شد و در مراجعت به ايران (سال ١٣٤٣ ش) دستگير گرديد در سال ١٣٤٥ براى تدريس تاريخ در دانشكده ادبيات مشهد پذيرفته شد كه به دنبال سخنرانيهاى شورانگيز و تأثيرگذار تحت فشار ساواك كلاسهاى او در دانشگاه تعطيل شد حسينيه ارشاد كه در سال ١٣٤٦ تأسيس شده بود از او دعوت به سخنرانى و همكارى نمود كه اين دوران را پربارترين دوران حيات دكتر شريعتى دانستهاند سخنرانيهاى وى با استقبال گرم و شديد نسل جوان و اكثر مردم روبهرو گرديد آخرين سخنرانى او در حسينيه ارشاد در آبان ماه سال ١٣٥١ و درست يكسال قبل از بسته شدن حسينيه ارشاد توسط رژيم بود پس از آن مدتى زندگى مخفيانه داشت تا اينكه در سال ١٣٥٢ خود را به ساواك معرفى و مدت ١٨ ماه در زندان انفرادى محبوس گرديد سرانجام شاه در مسافرتى كه به خارج داشت تحت وساطت دوستان بينالمللى شريعتى دستور آزادى او را در آخرين روز سال ١٣٥٤ صادر نمود ولى از آن پس تحت نظارت شديد ساواك قرار گرفت، بطوريكه كاملا خانهنشين شد. اختناق شديد سال ١٣٥٥ كه منجر به دستگيرى و كشته شدن بسيارى از مبارزين مسلمان گرديد او را به فكر هجرت از كشور انداخت و توانست با نام شناسنامهاى خود (على مزنيانى) گذرنامه گرفته و در ٢٦ ارديبهشت سال ١٣٥٦ با هواپيما از كشور خارج شود.
وى سرانجام در ٢٩ خرداد سال ١٣٥٦ پس از عمرى تلاش و مجاهده در كشور انگلستان دار فانى را وداع گفت.
آثار: از دكتر شريعتى كتب بسيارى كه بيشتر آنها حاصل سخنرانيهاى اوست و تعدادى نيز ترجمه كتب نويسندگان خارجى است به چاپ رسيده است:
«ابو ذر غفارى»، «اسلام شناسى»، «كوير»، «انسان و اسلام»، «ميعاد با ابراهيم»، «امت و امامت»، «پدر، مادر ما متهميم»، «فاطمه، فاطمه است»، «مذهب عليه مذهب»، «حسين وارث آدم»، «شهادت»، «پس از شهادت» و...
و از آثار ترجمه شده وى: «فلسفه نيايش» از دكتر الكسيس كارل، «مغضوبين زمين» از فرانتس فانون، «سلمان پاك» از لويى ماسينيون
-*-
زينب:
اى زينب، اى زبان على در
كام!
با ملت خويش حرف بزن!