دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٤٥٨ - جليل واقع طلب
جليل واقع طلب
جليل واقع طلب فرزند على تخلص به «نهيب» به سال ١٣٣٠ ه. ش در شهرستان رشت به دنيا آمد تحصيلات خود را تا سطح ديپلم در زادگاهش طى نمود.
واقع طلب فعاليتهاى شعرى خود را از دوران جوانى آغاز و از سال ١٣٧٠ به صورت جدى دنبال كرد. در آغاز اشعارش در مطبوعات به چاپ مىرسيد.
از جليل واقع طلب تاكنون چند مجموعه شعر به چاپ رسيده است: «باغ آبى» كه مجموعه غزليات اوست. «باران تشنگى» در دو مرحله كه منظومه بلند عاشورايى شاعر است. منظومه «يك جرعه شوكران»، «دود آه فرشتههاى خدا» كه منظومه شعر دفاع مقدس مىباشد و «گنجشك هيچ وقت قنارى نمىشود».
واقع طلب صرفا اشعار كلاسيك مىسرايد و تمايل اصلى او به سرودن غزل و در مرتبه بعد مثنوى است وى در سال ١٣٧٠ از كار ادارى (اداره ثبت اسناد) بازنشسته شد و بعد از آن با صدا و سيماى مركز استان گيلان به عنوان نويسنده و هم چنين دبير شوراى شعر اداره كل ارشاد اسلامى گيلان را بر عهده داشته است.
تأسيس انجمن مستقل شاعران گيل و هيئت هنرى پاسداشت عاشورا و دبيرى كنگره سراسرى اول و دوم غزل معاصر در كارنامهى فعاليتهاى فرهنگى و هنرى وى به چشم مىخورد.
-*-
سيمرغ روز واقعه:
از حجِ خانهاى كه به جز
بام و در نبود *****
تا حجّ عشق، يك شريان بيشتر نبود
وقتى كه آسمان تف «هَلْ
مِنْ مُعين» گرفت *****
انگار در زمينِ خدا يك نفر نبود
نابود، نخل بود و درختى
از اين تبار *****
كاش آن ميان، تهاجم كور تبر نبود
اندوهم اين كه شعبدههاى
شريح را ***** غير از سر بريده كسى پرده در نبود
بليعده بود شب همه
كاينات را ***** خورشيد روى نيزه اگر مستقر نبود
*
گيرم فرات منزلى از جنس
قاف داشت
***** سيمرغ روز واقعه، بىبال و پر نبود
شير، از زلال تير و
بلورينِ حلقِ شوق! *****
رسمى كه در تمامى عصر حجر نبود
*
آقا اگر غلط نكنم، بىشكفتنت ***** حتى شناسنامهى گل معتبر نبود
من از تمام واقعه خواندم
كه آسمان
***** از خشكسال مشك شما بىخبر نبود
حيرانم از همين كه در
انبوه تشنگان *****
يك ابر - بيشتر نه - چرا بارور نبود
آرى تو تشنه بودى و
طفلانت، اين درست *****
همراه كاروان تو سقّا مگر نبود؟
با خانهى خدا به خدا مىشد
اشتباه ***** شش گوشه، مرقد تو حسينم، اگر نبود
***