دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٣١٦ - محمد رضا حكيمى
شنيدن نغمههاى آنان، به سعادت وصال رسم.
٤ - نغمههايى، كه چونان زيورى است آويخته به گوش دستگاهها و پردهها.
نغمههايى، كه روزگارانى دراز، چنگ روزگار را به نوا در آورده است.
نغمههايى، كه از صداى آواز دختركان خنياگر نيز لطيفتر و خوشتر است.
نغمههايى، كه در درون دل، حكايتگر درخشش فيض ازلى است.
نغمههايى، كه حكمت نهفته در سورهى «حمد» را باز مىگويد.
نغمههايى كه در پرتو آنها، رموز آيات آسمانى، در برابر خرد آشكار مىگردد.
٥ - اكنون، اى مرغ چمن! از چيست كه آشكارا از آنان سخنى نمىگويى؟ اين، اين سرا پردهى «سلمى» است، تو اين دشتها را - كه گرداگرد خيمهى ياران است - آكنده ساز، آكنده ساز از نواهايى غمگين و سوزناك، نواهايى كه دوشيزگان را بىخويشتن مىسازد.
شايد، بدينگونه، سلمى، از خورشيد رخسارهى خويش پرده برگيرد.
و شب ما، شب تاريك ما، چنان چون روز، روشن و تابناك گردد، از فروغ دامن گستر اطوار حسن، به هنگام درخششها.
٦ - درخششهايى، كه فروغ آن، از نخست بر همهى كاينات چيره گشت.
و آيات نور آن، در قلههاى افراشتهى ملكوت اعلى، فروغ گسترد.
و در آيينههاى جهان باطن، بلندى و عظمت آن، نمودار گرديد.
بويژه آنكه در آغاز كار، نقطهى منتهى آشكار شد:
ستارگان درخشان آل طه و يس، كه همه واسطهى فيض ازليند و ناموس هستى و حيات.
٧ - آل محمد، اصول كائنات، فروغهاى تجلى خدايى و درياى بخششند.
از فرخندگى آنان بود كه آدم به كرامت سجود ملائكه مكرم گشت.
و از مدرسهى آنان علومى ظاهر شد كه همانها اسرار وجود است.
و در روز رستاخيز، تنها اميد نجات مخلوق آنانند.
بويژه، هشتمين آنان كه (راهبر) سرّ نهايى شهود حقيقت اوست.
و او است راهنماى همهى خلق كه به دليل اتصاف به صفات خدايى، همه را به ذات حق رهنمونى مىكند.
٨ - اوست آن افكنندهى نور الاهى در همهى مظاهر هستى و نقشهاى عالم وجود.