دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٢٨ - احمد عزيزى
ببين
طاووس را درج پلنگش *****
هم از غيرت هم از شرم است رنگش
چو گل، عاشق، چو شبنم
شرمگين است ***** حديث لاله عباسى همين است
به دل دارم هنوز اين
آرزو را ***** كه بوسم حلقهى درگاه او را
بخوانم با زبانهاى
فصيحش ***** گلاب اشك ريزم در ضريحش
هزاران شعله احساسم
بگيرد ***** ز دل عباس، عباسم بگيرد
مرادم را بگيرم از لبانش ***** بگيرم نامهى شوق از زبانش
سيه مستت كند جام ابو
الفضل ***** چه افسونىست از نام ابو الفضل
نمىبينى اسد غالبتر از
او ***** على ابن ابيطالبتر از او
بيات نينوا
گوش كن اين گوشه را از
ساز من ***** نيست ماليخوليا آواز من
اى رباب، اى رود، اى نى،
اى نوا ***** اى همه نيزارهاى نينوا
دشت خاموش است و صحرا
خسته است
***** ماه گويى بار از اين جا بسته است
پس چه شد آن سايهها و
بيدها ***** پس كجا رفتند آن خورشيدها
آن سيه چشمان زيباى عرب ***** كه ميان چشمشان شب بود و شب
پس كجايند آن جوانان
غيور ***** كه تجلّى مىشدند از فرط نور
مىوزيد از دور عطر پونهشان ***** خال سبز هاشمى بر گونهشان
بوى روح و بوى معبد
داشتند ***** بوى گيسوى محمّد داشتند
اى كجا بانان دشت ناكجا! *****
مىرود اين قطرهى خون
تا كجا؟
از چه اين مرغان تلاطم
مىكنند ***** سايهها خورشيد را گم مىكنند
روى خاك خشم ردّ خنجرىست ***** بر فراز بال نعش كفترىست
خاك سرخ و ابر سرخ و آب
سرخ ***** ماه در آيينهى مرداب سرخ
روح انسان مىگريزد در
سراب ***** كودك تاريخ مىگريد به خواب
رجعت آوازها در سينههاست ***** محشر تصوير در آيينههاست
اين صليب خار پيكر، قيصر
است ***** اين خداى سكّهها اسكندر است
چيست اين آويزهى خونين
ماه ***** بر كجا مىگريد اين ابر سياه؟!
شيون بادىست جارى هر
طرف ***** نالهى شيرىست از سمت نجف
عارفان با گله هىهى مىكنند ***** بشنو از نى، بشنو از نى مىكنند
چشم اين آيينهها مبهوت
كيست ***** بر سر آوازها تابوت كيست
من فداى جسم صد چاكت
حسين! *****
جان من مجروح ادراكت حسين!
اى سفير نسترن در قرن
خاك ***** اى صداى لاله در عصر مغاك