دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٧٣٩ - نمايه اشعار فارسى
گفتم كه سرت؟ گفت سپرديم به دوست ١٦٦٣
«حبيب اللّه بخشوده»
گفتى دلت هواى تربت وفا
دارد ١٦١٢
«مهرى حسينى»
گلستان پيمبر را به رخ
گرد غم است امشب ١٢٤٢
«سيد على اكبر بهشتى»
گلستان روى اصغر چونكه
آيد در خيالم ٩٤٠
«عنقا»
گل صحراى جنون خاطرهى
مجنون داشت ١٣٣٣
«سپيده كاشانى»
گلى كه آمد و چشم دل از
چمن پوشيد ١٢١٤
«عباس حداد كاشانى»
گوش كن اين گوشه را از
ساز من ١٥٢٨
«احمد عزيزى»
گوهر رخشان ايمان زينب
(س) است ١٢٤٧
«غلامرضا قدسى»
گوهرى در بحر خون افتاده
بود ١٣٢٩
«حسن صالحى خمينى»
گويد او چون بادهخواران
الست ١٠٠٤
«عمان سامانى»
گيسوى خورشيد مىلغزيد
روى خيمهها ١٤٢٤
«خسرو احتشامى»
لاجرم در كربلا عشاق چند ٩٨٦
«صفى على شاه»
لاله خونين سر زد از
دامان خاك ١٢٢٥
«حميد سبزوارى»
لالهگون دشت غم از خون
خدا مىبينم ١٢٠٨
«اصغر عرب»
لب تشنهاى، شكستهدلى،
خسته پيكرى ٨٩٩
«فدايى مازندرانى»
لب تشنه بود و شمر بريد
از قفا سرش ١٣٠٧
«محمد حسين بهجتى»
لب تشنهى داغم، دلم را
با عطش دم كن ١٦٨١
«محسن احمدى»
لعل لب آن كس كه ثنا
خوان حسين است ١٣٤٨
«سيد رضا مير جعفرى»
ماجراى كربلا شرح بلاى
زينب است ١٣٦٩
«سيد رضا مؤيد»
ماند چون جسم حسين تشنه
لب در آفتاب ١٠٣٠
«صامت بروجردى»
مانند ستاره، از سرا
پردهى شب ١٤٦١
«اكبر بهداروند»
ماه افلاك بنى هاشم يعنى
عبّاس ١٠٥٥
«رفعت سمنانى»
ماه خورشيد و گل و شبنم
رسيد ١٦٣١
«بابك نيك طلب»
ماه محرّم آمد و دل نوحه
برگرفت ٨١٥
«شفايى اصفهانى»
ماه محرم آمد و گشتند
سوگوار ٩١٥
«هماى شيرازى»
ماه محرم است و بهار
گريستن ١٢٨٢
«عباسعلى هجر»
ماه محرّم است و شد دجله
روان ز چشم ما ٧٩٥
«اهلى شيرازى»
مثل يك دجله تشنگى، جارىام
در دل سراب ١٤٦٠
«جليل واقعطلب»
محرم آمد و آفاق مات و
محزون شد ١١٥٩
«شهريار»
محرم آمد و شد روى
روزگاران سرخ ١٣٣٨
«بهمن صالحى»
محرّم آمد و نو كرد درد
و داغ حسين ١١٥٩
«شهريار»
محرم است و زمين بار
ديگر آشوبد ١٦٥٢
«سيد قاسم ناظمى»
مدهوشم و سرمست ز ميناى
غم و رنج ١٤٧٠
«عباس شب خيز»
مدينه بود و غوغا بود ١٤٥٤
«مصطفى رحماندوست»
مدينه كاروانى سوى تو با
شيون آوردم ١٣٧٨
«محمد جواد غفور زاده»
مدينه، كربلا را مىشناسد ١٦٧٣
«خليل ذكاوت»
مردم! دلم را نديديد
ديروز اين دوروبرها؟ ١٦٦٨
«منيژه درتوميان»
مردى كه طوفان خانه
زادش، همنشين بود ١٥٣٩
«محمود رضا اكرامى»
مرغ عشقم باز در پرواز
شد ٩٩٢
«صفى على شاه»
مژده رسيد آشكار، ز فضل پروردگار ١١٥٣
«عبد الحسين وكيلى»
مستورهى پاك پردهى شب ١٣٦٥
«سيد على موسوى گرمارودى»
مشتاق و دل سپرده و
ناآرام، زين كرد سوى حادثه مركب را ١٦٧٩
«فاطمه سالاروند»
مشعل تابان عالم پاسدار
دين حسين جان ١٣٤٠
«محمود قارى زاده»
مشك تشنه، ماه تشنه ١٦١٧
«سيد ضياء الدين شفيعى»
مشكن دل ار چه عهد تو
بشكست روزگار ٧٤٨
«اديب صابر ترمذى»
مصطفى گلبوسه بر آن لاله
زد ١٢٢٦
«حميد سبزوارى»
مظهر انوار ربانى حسين
بن عليست ٧٢٠، ٨٢٥
«صائب تبريزى»
من ايستاده بر لب درياى
بيكران ١١٩٣
«احمد ناظر زاده كرمانى»
من حسينى مذهبم اى يار
من ٧٧٩
«شاه نعمت اللّه ولى»
من عاشق دلباختهى روى
حسينم ١٢٧٩
«خداداد نورايى اراكى»
منقلب شد قلب شاهنشاه
عشق ١١٢٢
«صابر همدانى»
من ماندم و كوه شرمسارى ١٣٩٣
«عباس براتى پور»
مُهر سكوت او به صف
كربلا شكست ١٣٥٣
«ژوليده نيشابورى»
مهى كه چشم همه اختران
بود سويش ١٥٠٨
«محسن حافظى»
مىآيد از سمت غربت،
اسبى كه تنهاى تنهاست ١٣٨١
«محمد على مجاهدى»
مىتپد در نبض خورشيد
اضطراب ١٥٦٤
«صديقه وسمقى»
مىخواست كفر افكند از
جوش كعبه را ١٤٧٢
«حسين آهى»
مىدمد در سينهام طوفان
آه از شش طرف ١٥٠٧
«محمد على عجمى»
مىدود اسبى با يال
پريشان در باد ١٦٦٥
«محمد شريف سعيدى»
مىرسد بوى خوش آشنا ١٣٣٣
«سپيده كاشانى»
مىرسد خشك لب از شطّ
فرات، اكبر من نوجوان اكبر من ٨٧٦
«يغماى جندقى»
ميزبانان، به دعوت باطل
رفتند ١٥٤١
«سلمان هراتى»
مىكشان از خون دل مى مىكشند ١٣٣٩
«كاظم واعظى»
مىوزد در من نسيم ياد
تو ١٥٦٣
«صديقه وسمقى»
نائى نى، داستان عشق باز
آورده است ١٣٠٥
«ابو القاسم گرامى»
نادم و دلخسته و زار و
پريشان آمدم ١٢٧٧
«سيد محمد خسرونژاد»
نازم حسين را كه چو در
خون خود تپيد ١١٨٧
«خوشدل تهرانى»
ناگاه باغ سبز پيمبر سوخت ١٢٩٤
«سيميندخت وحيدى»