دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٧٣٨ - نمايه اشعار فارسى
عطش جز تشنگى معنا ندارد ١٣٧٤
«مهدى جوادى»
غرق گل شد كربلا، چون
رهگذار زينب است ١٢١٨
«حسان»
غروب بود و افق، حرفهاى
گلگون داشت ١٤٩٢
«پرويز بيگى حبيب آبادى»
غم را ببين چگونه در
آغوش مىكشد ١٦٨٩
«راضيه رجايى»
فرزند حيدر است و خداوند
مفخر است ٧٤٩
«رشيد الدين و طواط»
فرزند حيدرى تو و در نوك
كِلك تو ٧٤٩
«رشيد الدين و طواط»
فرو رفت خورشيد و شب شد
بلند ١٥٧٥
«حميد كرمى»
فرياد از آن شبى كه به
فرداش شد شهيد ٨٩٧
«فدايى مازندرانى»
فصل بهار گريه و فصل
محرّم است ١٥٩٨
«سيّد عبد اللّه حسينى»
فصل شكوفه، فصل بهاران
است ١٥٨٩
«مرتضى نوربخش»
فقط خدا بود كه مىدانست ١٥١٤
«سيد حسن حسينى»
فلك به چهره كشد از حيا
نقاب مگر ١٤٦٧
«حسين اسرافيلى»
فنا و آتش ازو خيزد و ز
بيم فنا ٧٤٨
«اديب صابر ترمذى»
فهم كن، گر مؤمنى فضل
امير المؤمنين ٧٣٣
«كسايى مروزى»
قامت عشق خداى راستين ١٢٧٢
«محمد خليل مذنب»
قبلهى اهل وفا شمشير حق ٩٨١
«صفى على شاه»
قبلهى حاجات، الا اى
كعبهى كوى ولا ١٣٠٢
«احمد نيك طلب»
قبلهى ما حرم تست حسين ١٣٩٨
«مهدى آصفى»
قتلگاهىست پر از داغ،
نظرها نگران ١٣٤٢
«شيرينعلى گلمرادى»
قحط آبست و صدف، از رنگ
گوهر شد خجل ١٤٢٨
«على انسانى»
قد برافرازيد يك عالم
شجاعت پيش روست ١٤٧٥
«جعفر رسول زاده»
قدرت درك گل ياس ندارند
اين قوم ١٦٧٥
«خليل ذكاوت»
قرعهى آزادگى به نام
حسين است ١١٩٠
«عزيز اللّه فراهى»
قضا به دور جهان از فلك
حصار كشيد ٨٣١
«تأثير تبريزى»
قوم به حج رفته، به حج
رفتهاند ١٥٣٦
«محمد رضا آقاسى»
قهرمان عشق و آزاديست يك
تن در جهان ١١٠١
«محمد كاظم طوسى»
كاروان از نو خطان مشكبو
دارد حسين ١٣٦٧
«محمد حسن حجتى»
كاش دستم تا زمين نينوا
پر مىكشيد ١٦١٢
«مهرى حسينى»
كاشكى زخم تو در جان
داشتم ١٥٤٣
«سلمان هراتى»
كاش مىگشتم فداى دست تو ١٦٠٠
«صادق رحمانى»
كاندر سه مكان رسى به
فرياد همه ٧٣٥
«خواجه عبد اللّه انصارى»
كجاييد اى شهيدان خدايى ٧٥٩
«مولوى»
كدام عاشق در اين ره در
بلا نيست ١٤٨٥
«جواد محدّثى»
كدام واقعهى سبز را خبر
دارد ١٦٨٦
«منصور عرب سرهنگى»
كربلا چون دل ما در تب و
تاب است هنوز ١٣٧٨
«محمد جواد غفور زاده»
كربلا را مىسرود اين
بار روى نيزهها ١٣٨٦
«محمد على مجاهدى»
كربلا فردا شود آتشكده ١٠٦٨
«فوأد كرمانى»
كربلا گفتم كران را گوش
نيست ١٥٣٤
«محمد رضا آقاسى»
كربلا يعنى، دلى مشاق
جانان يافتن ١٣٧٨
«محمد جواد غفور زاده»
كرد او را بانگ شه كاى
شير حق ٩٨٩
«صفى على شاه»
كردم طواف تربت پاك امام
را ١٢٦٨
«على باقر زاده»
كسى باغ گيلاس را چيده
است ١٤٣٢
«هرمز فرهادى»
كشان روزبانان به بند
اندرش ١٠١٣
«الهامى كرمانشاهى»
كشتهى تيغ غمت زندهى
جاويدان است ١٢٠٢
«مرتضى طايى شميرانى»
كليم عشق منم، طور
كربلاى من است ١٣٢٨
«هادى تبريزى»
كنار دل و دست و دريا
ابو الفضل ١٤٥٠
«ابو القاسم حسينجانى»
كنون بايدم درّ ناسفته
سفت ١٠١٦
«الهامى كرمانشاهى»
كوثر خون تو مىجوشد
هنوز ١٤٨٨
«امير خاكسار»
كوچه در كوچه باد داد
خبر ١٥٠٠
«فاطمه راكعى»
كو دل كه دمى بر وطن خود
گريد ٧٥٧
«كمال الدّين اصفهانى»
كوى اميد و كعبهى احرار
كربلاست ١٢٥٣
«محمود شاهرخى»
كه بود اين موج، اين
توفان، كه خواب از چشم دريا برد ١٦٥٧
«سيّد مهدى حسينى»
كيست اين طاقت گرفت از
ما، به خون غلتيدنش؟ ١٤٦٩
«حسين اسرافيلى»
كيست حق را و پيمبر را
ولى ٧٥٥
«عطّار نيشابورى»
كيست زينب آن كه عالم
واله و حيران اوست ١١٧٧
«قاسم رسا»
گر به دنيا سوز آه زينب
كبرى نبود ١٣٠٩
«پاشا صميمى خلخالى»
گرچه روزى تلختر از روز
عاشورا نبود ١٦١٦
«سيد ضياء الدين شفيعى»
گرچه صد غائله آب است ز
من تا شمشير ١٤٦٠
«جليل واقعطلب»
گر خدا را دوست دارى
مصطفى را دوست دار ٧٧٨
«شاه نعمت اللّه ولى»
گر خرد را بر سر هشيار
خويش افسر كنى ٧٣٨
«ناصر خسرو»
گردون چرا روى ترا قمر
گفت؟ ١٣٥٠
«غلامرضا سازگار»
گردون سپه به سوگ محرّم
كشيد باز ٨٩٣
«هنر جندقى»
گر رفته بود از سر كوى
تو آفتاب ١٤٢٥
«سيد محمد عباسيه كهن»
گر ز چشم دل بياد لعل
اصغر خون نبارى ٩٤١
«عنقا»
گر فشانم دست، ريزم ز
آستين «نيّر تبريزى»
گشت وارون سير چرخ كينهتوز ١٢٩٦
«عابد تبريزى»
گشتهام از غم هجران
گلى، خار امشب ١١٦١
«هادى پيشرفت»
گفت آنكه نيست پيرو حق
همصداى ما ١١٩٦
«حبيب اللّه خبّاز»
گفت اى صد پاره تن،
عبّاس من! تنها چرا! ١١٩٥
«حبيب اللّه خبّاز»
گفت پس از حمد و ثناى
خدا ١٠٩٨
«حكيم الهى قمشهاى»