دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٠٥ - جواد جهان آرايى
جواد جهان آرايى
جواد جهان آرايى فرزند حيدر على متخلص به «جهان آرا» در سال ١٣٣٤ ه. ش در يك خانواده مذهبى در كاشان به دنيا آمد.
وى تحصيلات خود را تا سوم متوسطه ادامه داد و سپس به هنرستان نساجى كاشان رفت و ديپلم خود را از آنجا اخذ كرد. در سال ١٣٥٢ شمسى به تهران رهسپار شد و فوق ديپلم خود را گرفت و پس از خدمت سربازى به استخدام كارخانه كاشى اصفهان درآمد و تا سال ١٣٦٠ در همين شغل باقى بود و آنگاه به زادگاهش بازگشت.
جهان آرايى در سال ١٣٦٢ كه به انجمن ادبى صبا راه يافت، دوران شعر و شاعرى خود را از همين زمان آغاز كرد و تاكنون در بسيارى از شبهاى شعر و كنگرهها شركت كرده است. از او هنوز كتاب شعرى منتشر نشده است.
-*-
برادر، آب:
آنكه را بود مَهر مادر،
آب ***** ديده مىدوخت تشنه لب، بر آب
كربلا بود و جنگ و هُرم
عطش ***** داشت آنجا بهاى گوهر، آب
چنگ مىزد رباب بر دل
ريش: *****
كه خدا! كى رسد به اصغر، آب؟
مانده حيران درين ميان
چكند؟ ***** از كجا مىشود ميسّر، آب؟!
بُرد او را پدر به عرصهى
رزم ***** تا دهد جاى شير مادر، آب
وه! كه سيراب شد ز جرعهى
تير ***** نرسيد آه! بر لبش گر آب!
ديد تا كودكان تشنه،
حسين ***** گفت از سوز جان: برادر! آب
اى بهين آبيار گلشن عشق! ***** بهر اين غنچهها بياور آب
رفت آن مير عشق سوى فرات ***** تا كه بنهاد پاى جان، بر آب
كفى از آب برگرفت و،
شگفت ***** ديد تصوير كودكان در آب!
تشنه لب بود و، لب بر آب
نزد ***** تا بنوشد ز حوض كوثر، آب
خواست تا نوشد از فرات،
اما ***** بر دلش زد شرر چو آذر، آب!
مشگ را پر از آب كرد و
شتافت ***** تا دهد باغ را سراسر، آب
تيرها سوى او روانه شدند ***** گاه در چشم رفت و گه، در آب!
تا تهى مشگ شد از آب،
افسوس ***** گشت از شرمِ پور حيدر، آب!١
[١] گريه اشك؛ ص ٢٠٨ و ٢٠٩.