دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٤٨٦ - جواد محدثى
قيام
كربلايش تا قيامت
سراسر درس، بهر مسلمين است
بياد كربلا دلها غمين است
دلا خون گريه كن چون اربعين
است
حسين است آنكه با حق همنشين
است
خدا را حجت و دين را امين
است
حسين است آنكه در خط شهادت
امام اولين و آخرين است
بياد كربلا دلها غمين است
دلا خون گريه كن چون اربعين
است
حسين است آنكه حق را جاودان
كرد
حسين است آنكه باطل را عيان
كرد
حسين است آن كه حكم دين
بيان كرد
حسين است آنكه با قرآن قرين
است
بياد كربلا دلها غمين است
دلا خون گريه كن چون اربعين
است
دلا، كوى حسين، عرش زمين
است
مطاف و كعبه دلها همين است
اگر خيل شهيدان حلقه باشند
حسين بن على، آن را نگين
است
بياد كربلا دلها غمين است
دلا خون گريه كن چون اربعين
است
افق، از خون پاكان، لالهگون
است
نهال دين حق، محتاج خون است
براى يارى حق، بهترين كار
شهادت در ره قرآن و دين است
بياد كربلا دلها غمين است
دلا خون گريه كن چون اربعين
است
شهادت، زندگى در لامكانى
است
شهادت، لطف حق، لطفى نهانى
است
شهادت، چون حيات جاودانى
است
ميان مرگها، زيباترين است