دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٧٢٩ - نمايه اشعار فارسى
آسمان كبود مىنمود، آفتاب مىمكيد ١٥٠٣
«جليل دشتى مطلق»
آسمان كربلا آن روز
آتشبار بود ١٥٧٨
«كاووس حسن لى»
آسمان، مات و مبهوت
مانده است، در سكوت مهآلود صحرا ١٦٥٧
«سيّد مهدى حسينى»
آسوده كربلا بهر فعل كه
هست ٧٩٩
«فضولى بغدادى»
آغشته شد به خون، سرو
فرقى كه موى او ٧٩٤
«اهلى شيرازى»
آفتابى كز تجلّى بىقرينش
يافتم ١٣٧١
«سيد رضا مؤيد»
آقا!، هنوز وقت است ١٦٦١
«عبد الرّضا شهبازى»
آمد آن عباس، مير عاشقان ٩٠٣
«سروش اصفهانى»
آمد آن ماه كه خوانند مه
انجمنش ١١٧٧
«قاسم رسا»
آمد عشور و در همه ماتم
گرفته است ٧٩٥
«اهلى شيرازى»
آمد كه سر فرازد و آمد
كه جان دهد ١٢٢٢
«قاسم سيّاره»
آمد محرّم و باز چون ابر
نو بهارى ٩٤١
«عنقا»
آمده بود، از دور دست
خويش ١٤٩٦
«محمد رضا سنگرى»
آنان كه با اراده جهان
زيرورو كنند ١١٥٥
«محمد شرمى»
آنان كه ديده حاصل دنيا
و دين، حسين ٧٨٣
«شاه داعى شيرازى»
آنچ آمدست بر تنم از چرخ
نامدست ٧٥٠
«رشيد الدين و طواط»
آنچه از من خواستى، با
كاروان آوردهام ١٣٨٠
«محمد على مجاهدى»
آنچه در سوگ تو اى پاكتر
از پاك گذشت ١٤٣٠
«نصر اللّه مردانى»
آن حسينى كه به جسم همه
عالم جان است ١٢٧٧
«سيد محمد خسرو نژاد»
آن دستهبند لالهى
بستان (هَلْ
أَتىٰ) ٧٦٦
«خواجوى كرمانى»
آن روز در جام شفق مُل
كرد خورشيد ١٤٥٦
«محمد على معلّم دامغانى»
آن شب امير قافله سفره
ماه را گشود ١٥٧٣
«مجيد نظافت»
آن شب كه شب از حادثه
اقبال سحر داشت ١٢٧٥
«محمد خليل مذنب»
آن شنيدى كه حيدر كرّار ٧٣٥
«خواجه عبد اللّه انصارى»
آن شه دين كه سرم باد
فداى سر او ١٣٩٩
«اكبر قلم سياه»
آن صانعى كه زيور هفت
آسمان دهد ١٣٤٧
«احمد مشجّرى»
آن عاشق بزرگ چو پا در
ركاب كرد ١٣٨٨
«محمد جواد محبّت»
آن قوى پنجه كه آزردن دلهاست
فنش ٩٩٦
«محيط قمى»
آن كه از پيشش سلام
آوردهاى ٧٢٢
«عمان سامانى»
آن كه بُد گوهر درياى
حيا زينب بود ١٠٧٢
«تائب تبريزى»
آن كه بر سينه و بر دوش
نبى جايش بود ١١٧٤
«رياضى يزدى»
آنكه را بود مَهر مادر،
آب ١٥٠٥
«جواد جهان آرايى»
آنگاه آسمان به زمين كوچيد ١٥٨٧
«اسماعيل امينى»
آن مشت آب، اگر به لبها
مىرسيد ١٦٤٢
«حميد رضا شكارسرى»
آن مير عرب، فخر عجم،
ثانى حيدر ١١٣٠
«سيد محمد هاشمى»
آه از آن روز كه در دشت
بلا غوغا بود «نيّر تبريزى»
آه از دمى كه فتنهى حرب
آشكار شد ٨١٤
«شفايى اصفهانى»
آه اى كهنه ديوار ويران ١٥٥٠
«محمد حسين صادقى»
آهى اگر برآمده از جان
كيستى ١٦٧٦
«محسن حسن زاده ليله كوهى»
آى دوزخ سفران! گاه دريغ
آمده است ١٦٣٤
«محمد كاظم كاظمى»
آيينه شدى تا كه خدا در
تو درخشيد ١٥٥٩
«رضا اسماعيلى»
ابتداى كربلا غدير نيست،
كربلا بهانهى وجود بود ١٦٢٥
«محمد حسين جعفريان»
ابتداى كربلا مدينه
نيست، ابتداى كربلا غدير بود ١٥٨٠
«عليرضا قزوه»
ابو حمزه كو عارف راه
بود ١٠١٧
«الهامى كرمانشاهى»
از آن زمان كه خزان گشت
نو بهار حسين ١١٢٦
«صغير اصفهانى»
از ازل عشق روانپرور و
جان افزا بود ١١٩٢
«احمد ناظر زاده كرمانى»
از بر زين چون شه عشق
آفرين ١٠٩٤
«حكيم الهى قمشهاى»
از بلا پروا كجا دارد دل
دريايىات ١٢٩٣
«سيميندخت وحيدى»
از پى اعوان و اخوان
سعيد ١١٣٢
«آية اللّه آيتى بيرجندى»
از پى قتلم به كف چو تيغ
ابرو برگرفتى ١١٦٠
«هادى پيشرفت»
از تنور خولى امشب مىرود
تا چرخ، نور ١١٧٢
«عبد الرحمن پارسا تويسركانى»
از حجِ خانهاى كه به جز
بام و در نبود ١٤٥٨
«جليل واقع طلب»
از حديث شهدا مختصرى مىشنوى ٨٩٠
«داورى شيرازى»
از حريق سبز ياد تو جهان
آتش گرفت ١٥١٩
«كريم رجب زاده»
از حريم كعبه عزم كربلا
دارد حسين ١٣٦٧
«محمد حسن حجتى»
از خون تو شمشير وضو
بگرفتهست ١٤٢٩
«سيد هاشم نبى زاده»
از دو شهيد عشق: على و
حسين (ع) او ١١٥٨
«شهريار»
از راه مىرسند پدرها
غروبها ١٥٨٧
«اسماعيل امينى»
از ساغر آفريدند روزى كه
تيغ ما را ١٦٤٩
«احد سردرودى»
از عاشوراى آن سال به
خون آغشته تاكنون ١٤٨٥
«جواد محدّثى»
از عمق درد غريبانه،
كربلا تو بگو ١٦٨٤
«سارا حيدرى»
از قيام كربلا و نهضت
سرخ حسين ١٢٨٠
«خداداد نورايى اراكى»
از گريبان افق خون
سركشيد ١٢٧١
«محمد خليل مذنب»
از گهواره تا بلوغ، راهى
است ١٦٠٦
«هادى منوّرى»
از موج فتنه چشم جهان
غيرت يم است ١٢٢٨
«مشفق كاشانى»
از هجر كرب و بلاست دل
بيقرار، حسين ١٢٨٤
«هاشم شكوهى»
اسلام را در كربلا تفسير
كردند ١٢٧٩
«خداداد نورايى اراكى»
افتاد چشم نافذِ تو چون
به روى آب ١٢٨١
«خداداد نورايى اراكى»
افتاد شامگه به كنار افق
نگون ٨٥٢
«طراز يزدى»
اكبر آن آيينهى رخسار
جد ٩٦٤
«نيّر تبريزى»