دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٧٣١ - نمايه اشعار فارسى
اى ز مهر حيدرم هر لحظه در دل صد صفاست ٧٤٥
«احمد جام»
اى سرور و رهبر شهيدان ١١٠١
«محمد كاظم طوسى»
اى سرو سرفراز رياض رضاى
حق ٨٥٦
«جوهرى»
اى سفير صبح نور از لا
مكان آوردهاى ١٢٥٥
«محمود شاهرخى»
اى سكّهى ابتلا به نامت ١٠٢٩
«صامت بروجردى»
اى شمع فروزان به شبستان
كه بودى؟ ١١٩٩
«احمد كمال پور»
اى شه كه جبرئيل امين شد
غلام تو ١٢٤٨
«غلامرضا قدسى»
اى صافى روشن گهر، اى
گوهر صافى روان ١٢٩٥
«عابد تبريزى»
اى صبح كز جگر دم سردى
كشيدهاى ٨١٥
«شفايى اصفهانى»
اى طلعت زيباى تو عكس
جمال لم يزل ١٠٧٦
«كمپانى»
اى ظلمت شام مستقر باش ٨٩٤
«هنر جندقى»
اى عالمى سياه به تن در
عزاى تو ١١٨٢
«سيد مهدى فاطمى»
اى عصمت حق زادهى زهراى
مطهّر ١٢١٠
«محمد على مردانى»
اى فلق عصمت و خورشيد
شرم ١٣٦٤
«سيد على موسوى گرمارودى»
اى فلك آل على را از وطن
آواره كردى ١٠٨٣
«ملك الشعرا بهار»
اى فلك امشب شب عاشور
ماست ١٠٩٣
«حكيم الهى قمشهاى»
اى فلك با سبط پيغمبر
وفا كردى نكردى ١١٧٨
«قاسم رسا»
اى فلك تو با نيكان دايم
از چهاى بدخواه ٩٣٤
«جيحون يزدى»
اى قوم در اين عزا
بگرييد ٧١٨، ٧٦٣
«سيف الدين فرغانى»
اى كج انديش فلك، حرم
دين بايستى ٩٠٧
«غالب دهلوى»
اى كرب و بلا منزل جانان
من استى ١١٩٨
«حسين وفايى»
اى كه آميخته مهرت با دل ١٤٨٤
«جواد محدّثى»
اى كه به عشقت اسير خيل
بنى آدمند ١٠٦٦
«فوأد كرمانى»
اى كه پيچيد شبى در دل
اين كوچه صدايت ١٥٦٦
«محمد رضا محمدى»
اى كه صد پاره چو گل، در
رهِ جانان تنِ تست ١٢٨٥
«محمد رضا ياسرى»
اى گوهر كان فضل و درياى
علوم ٧٥٦
«عطّار نيشابورى»
اى ماه بنى هاشم، جانها
به فداى تو ١٤٤٥
«كاظم جيرودى»
اى مبتلاى غم كه جهان
مبتلاى توست ١٠٤٧
«مدرس اصفهانى بيد آبادى»
اى مظهر اراده و اميد يا
حسين ١٥٠٨
«محسن حافظى»
اى مظهر جمال حق اى حضرت
حسين ١١٢٣
«حيرت»
اى مغنى پردهى ديگر
نواز ٩٧٩
«صفى على شاه»
اى ناله ز جا خيز كه شد
ماه محرّم ٨٣٣
«حزين لاهيجى»
اين جامهى سياه فلك در
عزاى كيست؟ ٨٥٩
«وصال شيرازى»
اين جوان كيست كه در
قبضهى او توفان است ١٥٠٤
«جليل دشتى مطلق»
اين چه شورى است كه اين
گونه بلا خيز شده ١٦٢١
«بهروز سپيد نامه»
اين حسين كيست كه حق
دلبر جانانهى اوست ١٠٣٩
«ذوقى»
اين دل شوريده همچون نى،
نوا دارد هنوز ١٢٣٨
«مشفق كاشانى»
اين را نسيم گفت شامى كه
مىوزيد ١٦٦٠
«سيد اكبر مير جعفرى»
اين روز فر خجسته كه
روزى طرب فزاست ١١٨٥
«ابو القاسم حالت»
اين سو به روى اسب، مردى
بدون دست ١٦٥٥
«احد چگينى»
اى نقدِ جان، نثار
شهيدان كربلا ٧٩٤
«اهلى شيرازى»
اين كوفه بود باز به
زنهار مىشكفت؟! ١٦٩١
«مهدى مظفرى ساوجى»
اين كيست از خورشيد مولا
ماهروتر ١٦٧٧
«عبد الحميد رحمانيان»
اين ماه، ماه ماتم سبط
پيمبر است ١١٥١
«پژمان بختيارى»
اين واقعهى هايل جانسوز
ببينيد ٧٥٧
«كمال الدّين اصفهانى»
اى نيستان غربت صدايت ١٥٩١
«عبد الجبّار كاكايى»
اى وجه ذو الجلال چرا
خفتهاى به رو ١١٠٨
«شيخ عبد السّلام تربتى»
اى ياد تو در عالم آتش
زده بر جانها ١١٩٢
«احمد ناظر زاده كرمانى»
با اين غروب، از غم سبز
چمن بگو ١٢٥٩
«هوشنگ ابتهاج»
با بغض گرفت غم به دامن
سرمان ١٤١٧
«بهاء الدين خرّمشاهى»
با حاجيان ساكن، حجّت
تمام كردى ١٦٢٤
«مرتضى اميرى اسفندقه»
با حملهى تو قلعه اموى
را چه قدر ٧٤٩
«رشيد الدين و طواط»
با خبر باش اى زمين
كربلا جانت رسيد ١١٩٠
«عزيز اللّه فراهى»
با خويش مىبرند مسيحاى
خسته را ١٦٠٤
«قاسم مرام»
باد خزان وزيد به بستان
مصطفى «ص» ١٠٣١
«اديب الممالك فراهانى»
بار بگشائيد اينجا
كربلاست ١٢١٨
«حسان»
بارد، چه؟ خون! ز؟
ديده، چسان؟ روز و شب. چرا؟ ٧٢٠، ٨٦٩
«قاآنى»
بار ديگر بر عروس چرخ
زيور بستهاند ٧٦٩
«خواجوى كرمانى»
بار ديگر بند بندم نى
شده است ١٣٧٢
«سيد رضا مؤيد»
باز آيدم نسيم ز بستان
كربلا ١١٣١
«آية اللّه آيتى بيرجندى»
باز از افق هلال محرّم
شد آشكار ٩٤٥
«محمود خان ملك الشعرا صبا»
باز از چه واژگون همه
ذرات عالم است؟ ١٠٨٦
«سيد موسى سبط الشيخ»
باز از نو شد هلال ماه
ماتم آشكار ٩١٩
«هماى شيرازى»
باز اهل ولا همه جمعند ١٣٣٩
«كاظم واعظى»
باز اى مه محرّم پر شور
سر زدى ٩٣٣
«جيحون يزدى»
باز اين چه آتش است كه
بر جان عالم است؟ ١٠٧٧
«كمپانى»
باز اين چه شورش است كه
در خلق عالم است ٧١٩، ٨٠٤
«محتشم كاشانى»
باز اين چه نغمه است كه
دستان سراى عشق ١١٤٤
«جلال الدين همايى»
باز، اين دل، اين دل
طوفانيم ١٦٢٠
«بهروز سپيد نامه»
باز برآمد هلال ماه محرّم ٩٢٦
«وقار شيرازى»