دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١١٧٠ - اميرى فيروز كوهى
پرچم
ز كاكل پسر افراشتى به رزم ***** يك
مو به هيچ بيرقى از پرچم تو نيست
در راه حق چنين قدمى
نيست غير را ***** ور
هيچ هست چون قدم محكم تو نيست
حاجات ما رسيدهى اشك
عزاى توست ***** برگى
ز كِشتهى دل ما بىنم تو نيست
دائم نشسته بر گُل داغ
تو اشك ما ***** از
آفتاب حشر غم شبنم تو نيست
رمزى ز پردهدارى باطل
به جا نماند ***** كز
نور حق عيان به دل ملهّم تو نيست
اى دل به حق سپرده كه
محبوب هر دلى
منظور حق همين نه، كه
محسود باطلى
***
٥
اى جَسته نور پاك خدا از
روان تو ***** و
اى بسته جانِ عزّت و همت به جان تو
دنيا به خصميش اثر از
خان و مان نهشت ***** آن را كه بود خصم تو و خان و مان تو
جون باطل از مقابلهى حق
به جاى ماند ***** نام و نشان خصم ز نام و نشان تو
گوش تو گر فغان جگر
گوشگان شنيد ***** نشنيد گوش پير فلك هم فغان تو
با خصم هم مقابله با مهر
كردهاى ***** اى
جان فداى جان و دل مهربان تو
سرمشق ما، مربى ما، رهنماى
ماست ***** احوال
تو، حكايت تو، داستان تو
درسى ز جلب عزّت و سلب
مذلّت است
***** هر نكتهاى كه مىشنويم از زبان تو
مظلوم هر زمان ز تو
آموخت دفع ظلم ***** آئينهدارِ
دورِ زمان شد زمان تو
زان داغها كه بر دل و
جان تو نقش بست ***** مُهر قبول يافت ز حق امتحان تو
خوانها ز جود خويش فكندى
به هر كنار ***** كز
هر كنار بهره بَرد ميهمان تو
وان «روضه١» ها كه آب بدادى ز خون خويش ***** تا روضه٢ ى بهشت شود طرف خوان تو
نان تو مىخورند جگر
پارگان غير ***** از سوز دست پخت جگر پارگان تو
كس را به جز تو زين همه
ميرندگان نبود ***** مرگى
كه بود زندگى جاودان تو
از مهد خاك جا به دل پاك
كردهاى ***** چون
عرش حق جهان دگر شد جهان تو
مظلوم و تشنه كام گذشتى
كه حق گذاشت ***** سرچشمهى
حيات ابد در دهان تو
در سايهى جهان تو بود
اينكه در نبرد ***** فرقى نبود پير تو را با جوان تو
در حيرتم كه چون دل دشمن
چو سنگ ماند ***** جايى
كه آب شد دل سنگ از بيان تو
[١] روضه: خطبهاى كه در مراسم عزادارى بالاى منبر خوانند. و آن شامل حمد خدا و درود بر پيغمبر اسلام و ائمهى اطهار و مسايل دينى و اخلاق و شرح بخشى از وقايع كربلاست. اين كلمه از نام روضة الشهداء مأخوذ است. مجلسى كه در آن روضه منعقد است.
[٢] روضه: باغ، گلزار، جمع آن رياض و روضات است.