دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٨٠ - آذرى طوسى
آذرى طوسى
نور الدّين حمزة بن على ملك طوسى بيهقى اسفراينى، نسب وى به احمد بن محمّد زمجى هاشمى مروزى مىرسد. او از پيشوايان متصوفه شيعى مذهب و از دانشمندان و اديبان و شاعران بنام قرن نهم هجرى است. وجه تسميهى وى بنا به قول خود او به جهت تولد او در ماه آذر به نام «آذرى» است.
نخست مدح شاهرخ شاه را مىكرد، ولى پس از چندى به درك محضر شيخ محى الدّين طوسى غزالى نايل شد و از او اخذ طريقت و حديث كرد و تغيير حالى يافت و در سلك درويشى درآمد و همراه او سفرى به حج رفت و كتاب سعى الصفا را در حرم نوشت پس از درگذشت شيخ در حلب، دست ارادت به شاه نعمت اللّه ولى داد و پس از سفر مجدّد حج به هندوستان رفت و از دهلى به دكن و به درگاه احمد شاه بهمنى كه از دوستداران صوفيه بود، درآمد و به دستور او سرودن منظومهى «بهمن نامه» را آغاز كرد و از او صله يافت. وى پس از سفر هند سى سال در اسفراين به فراغ خاطر زندگى كرد و به تدريج هرچه از بهمننامه به نظم مىآورد به دار الملك دكن مىفرستاد.
آذرى به سال ٨٦٦ هجرى در اسفراين درگذشت. وى مداح اهل بيت (ع) است و قصايد بسيار در منقبت امير المؤمنين على (ع) و فرزندان گرامى وى (ع) دارد. تركيببندى نيز در رثاى حسين بن على (ع) سروده است كه بسيار پرسوز است.
آثار وى عبارتند از: «سعى الصفا» در مناسك حج، «طغراى همايون»، «جواهر الاسرار» مشتمل بر اسرار حروف مقطّعهى قرآنى، «بهمننامه» كه منظومهاى است در شرح پادشاهى شهرياران بهمنى دكن، «غرائب الدنيا و عجايب الاعلا» در مطالب فلسفى، « ديوان اشعار» كه مشتمل بر قصايد و غزليات و تركيببند و ترجيعبند و قطعات و رباعيات. بسيارى از قصايد وى در مدح اهل بيت (ع) است١.
-*-
قصيده: در مدح اهل بيت٢
چنانكه هست فلك را
دوازده تمثال ***** كه
آفتاب بر آن دوره مىكند مه و سال
بر آسمان ولايت دوازده
برجاند ***** چو
آفتاب نبوت همه در اوج كمال
قضا چو آينهى روح احمدى
مىريخت
***** بريخت ز آينهى او دوازده تمثال
مثل دوازده ماه و دوازده
كوكب ***** به
آفتاب نبوت نموده استقبال
ستارگان سپهر ولايت شرفاند
***** كه ايمناند ز نقصان احتراق و وبال
سپهر فضل و شرف هر يكى
به استغنا ***** جهان
علم و عمل هر يكى به استقلال
مصدر آن ولايت كه جبرئيل
امين
***** بود بحرمتشان مفتخر به صف نعال٣
شهان بىسپه و خسروان بىشمشير ***** ملوك بىحشم و اغنياى بىاموال
[١] مجالس المؤمنين؛ ج ٢، ص ١٢٥ و ١٢٦. تذكرة الشعراء؛ ص ٣٠١.
[٢] مجالس المؤمنين؛ ج ٢، ص ١٢٨ و ١٢٩ به نقل از ديوان آذرى.
[٣] صف نعال: صف آخرين كه به جانب بيرون اطاق باشد و اهل مجلس نزديك آن كفشهاى خود را مىنهادند؛ نزديك كفشكن.