دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٧٨ - شاه نعمت اللّه ولى
قلم و هنرمندان احترام به سزايى قائل بودند و حتى در حلقهى ارادت آنان در مىآمدند.
شاه نعمت اللّه از شعراى طراز اول و مشهور عصر خويش به شمار مىآيد. اما شهرت او بواسطهى اشعارش نيست بلكه او عارفى است كه بيان حقيقت مىكند و آن را به لباس شعر در مىآورد. اشعار او همه داراى مضامين عرفانى است. ديوانش شامل ١٥٥٠ غزل، ٣٩ قصيده، ٧١ مثنوى و ٢٩٤ رباعى است. شاه نعمت اللّه آنچه را در ديوان اشعار خود به نظم درآورد در طى رسالات خويش به نثر بيان داشته است١.
-*-
غزل
گر خدا را دوست دارى
مصطفى را دوست دار ***** ور محبّ مصطفايى مرتضى را دوست دار
از سر صدق و صفا گر خرقهاى
پوشيدهاى ***** نسبت
خرقه بدان آل عبا را دوست دار
دردمندانه بيا و دُرد
دَردش نوش كن ***** خوش
بود دردى اگر دارى، دوا را دوست دار
بىفنا دار بقاى دوست
نتوان يافتن ***** گر بقاى جاودان خواهى، فنا را دوست
دار
چون شهيد كربلا در كربلا
آسوده است ***** همچو
ياران موالى كربلا را دوست دار
دوستدار يار خود ياران
ما دارند دوست ***** ما
محب دوستدارانيم ما را دوست دار
نعمت اللّه رند سرمست
است و با ساقى حريف ***** اين چنين يار خوشى بهر خدا را دوست
دار٢***
قصيده
دم به دم دل از ولاى
مرتضى بايد زدن ***** دست
و دل در دامن آل عبا بايد زدن
نقش حبّ خاندان بر لوح
جان بايد نگاشت ***** مُهر
مِهر حيدرى بر دل چو ما بايد زدن
دم مزن با هركه او
بيگانه باشد از على ***** گر نفس خواهى زدن با آشنا بايد زدن
رو به روى دوستان مرتضى
بايد نهاد ***** مدعى
را تيغ غيرت از قفا بايد زدن
«لا فتى الا على لا سيف الا ذو الفقار» ***** اين سخن را از سر صدق و صفا بايد زدن
در دو عالم چارده معصوم
را بايد گزيد ***** پنج
نوبت بر در دولتسرا بايد زدن
پيشوايى بايدت جستن ز
اولاد رسول ***** پس قدم مردانه در راه خدا بايد زدن
از حَسن اوصاف ذات كبريا
بايد شنيد ***** خيمهى
خُلق حسن بر كبريا بايد زدن
گربلايى آيد از عشق شهيد
كربلا ***** عاشقانه
آن بلا را مرحبا بايد زدن
عابد و باقر چو صادق،
صادق از قول حقند ***** دم به مهر موسى از عين رضا بايد زدن
با تقى و با نقى و عسكرى
يك رنگ باش ***** تيغ كين بر خصم مهدى بىريا بايد زدن
هر درختى كو ندارد ميوهى
حبّ على
***** اصل و فرعش چون قلم سر تا به پا بايد زدن
[١] كليات اشعار شاه نعمت اللّه ولى؛ مقدمه با تلخيص، ص ٣ و ٢١.
[٢] همان؛ ص ٣١٨.