دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٥١ - قوامى رازى
قوامى رازى
شرف الشعراء امير بدر الدّين قوامى خبّاز رازى از شاعران معروف نيمهى اول قرن ششم هجرى است كه به مواعظ و حكم و مناقب خاندان رسالت شهرت دارد.
لقب «خبّاز» او از آن جهت رايج بود كه در اوايل حال، نانوايى مىكرد، و دكان خبّازى داشته است و تخلّص او به «قوامى» به جهت نام قوام الدّين طغرايى كه ممدوح او بوده گرفته شده است.
قوامى از شاعرانى است كه تاريخ تولد و وفات و چگونگى دوران كودكى و بزرگى و شرايط رشد و تعليم و تربيت وى معلوم نيست. تذكرههاى قديمى شرح حال مناسبى از او نمىدهند و تنها به بيان عظمت شاعر مىپردازند. اولين بار نامش در كتاب «النقض»١ آورده شده كه مؤلف وى را در رديف شعراى شيعه قرار مىدهد. به نظر مىرسد چون شاعر در سال ٥١٢ هجرى به خدمت قوام الدّين راه يافته و در آن زمان به برنايى خود اشاره كرده است، بايد ولادتش در اواخر قرن پنجم باشد. و چون صاحب النقض (م ٥٦٠ ه) از او ياد كرده بايد وفاتش قبل از اين تاريخ باشد.
قوامى مردى شيعى مذهب بود و در آثارش اشعار زيادى در منقبت خاندان رسالت (ع) و رثاى آنان ديده مىشود.
قوامى در شعر مقام والايى داشت و شعرش از روانى و حلاوت خاصى برخوردار است و غالبا مشتمل بر مضامين اخلاقى و پند و موعظه مىباشد. او شعر را در خدمت تبليغ عقيده و دعوت به خداپرستى و اثبات عدل و ترغيب به آخرت قرار داده است. آنچه كه باعث شهرت و رونق قوامى در مجامع تشيع شده، صراحت كلامى است كه درباره شرايط امامت از قبيل نص و علم و عصمت داشته است. قوامى كلام منظوم خود را در خدمت تبليغ مذهب قرار داده است. و چون روى سخنش با عامه مردم است لذا شعرش از لفظ پردازى خالى است.
قوامى علاوه بر قصيده به تغزل نيز پرداخته است. مهمترين قصيدهاش در رثاى سيد الشهداء مىباشد. قصايدى نيز در موعظت و حقانيت مذهب اثنى عشرى، عدل خداى تعالى، امامت ائمه اثنى عشرى، مدح خاتم الانبياء (ص)، توحيد و ستايش دارد.
در مورد آثارش متأسفانه فقط مقدار قابلى شعر به جا مانده و ديوانش از بين رفته است. اما آنچه امروز در دسترس است اشعار و ابيات پراكندهاى است كه در جنگها و مجموعههاى خطى ديده مىشود و يك نسخه خطى كه در كتابخانه «بريتيش ميوزيوم لندن» موجود است و مرحوم مينوى از آن عكسبردارى نموده و به ايران آورده است، مشتمل بر ٣٣٥٩ بيت مىباشد.٢
-*-
رثاى سيّد الشّهدا (ع):
روز دهم ز
ماه محرّم به كربلا ***** ظلمى صريح رفت بر اولاد مصطفى (ص)
هرگز مباد
روز چو عاشور در جهان ***** كان روز بود قتل شهيدان به كربلا
آن تشنگان
آل محمد اسيروار ***** بر دشت كربلا به بلا گشته مبتلا
[١] كتاب النقض موسوم به «بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض» تأليف نصير الدّين ابى الرشيد عبد الجليل بن الحسين القزوينى مىباشد.
[٢] النقض؛ ص ٢٢٤ و ٢٣٢. مقدمه ديوان قوامى رازى. تاريخ ادبيات ايران؛ ج ٢، ص ٦٩٧.