دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٧٣٦ - نمايه اشعار فارسى
ديگر شورى به آب و گل رسيد ١٠٠٨
«عمان سامانى»
دين اسلام، شرع مصطفوى
است ٧٣٥
«خواجه عبد اللّه انصارى»
ذريّهى رسول كه پاكان
عالمند ١٤٤٦
«كاظم جيرودى»
ذكر سماواتيان ثناى ابو
الفضل ١١٢٦
«صغير اصفهانى»
ذو الجناح بر زمين كوبيد
سُم، اما سوارش برنخاست ١٣٣٥
«بهمن صالحى»
راد مردى در طريقت گرم
سير ١٢٥٦
«مهرداد اوستا»
راه مانده است و پاى
آبله دار ١٦٤٣
«حميد رضا شكار سرى»
رخشنده گوهر صدف مصطفى،
حسين ٨٩٦
«فدايى مازندرانى»
رخ مه پرستان رخشنده شد
با حنجر خونين ١٤٨٠
«حيدر منصورى»
رسم است هر كه داغ جوان
ديد، دوستان ١٠٤٥
«ايرج ميرزا»
رسيد عيد همايون سيّد
الشهداء ١٠٤١
«سها»
رفت تا آن جنگ را پايان دهد ١٢٧٤
«محمد خليل مذنب»
رفتى و از دل برون شد،
صبر و قرار و توانم ١٣٩٣
«عباس براتى پور»
رندان تشنه لب را آبى
نمىدهد كس ١٨
«حافظ»
روان به كوفه ز كرب و
بلا چو قافله شد ١٠٢٦
«طرب شيرازى»
روز جانبازى ياران حسين
است امروز ١١٧٦
«قاسم رسا»
روز دهم ز ماه محرم به
كربلا ٧١٨، ٧٥١
«قوامى رازى»
روز عاشورا، عيان گشت
يكى شور عجيب ١١٨٨
«خوشدل تهرانى»
روز عاشورا كه روز عشق
بود ١٣٨١
«محمد على مجاهدى»
روز عاشورا كه شورش همه
جا را پر كرد ١٣٥١
«غلامرضا سازگار»
روز قيامت است صباح عشور
تو ٧٩٢
«بابا فغانى شيرازى»
روز ميلاد تو دل رفت به
باغ گل سرخ ١٤٧٣
«مرتضى عصيانى»
روزى است اين كه حادثه
كوس بلا زده است ٨٠٠
«وحشى بافقى»
روزى كه خاك نشئه صبح
نشوز داشت ١٦٥٠
«غلامرضا كافى»
رو سوى خيمهها، ز دل
دشت بىبهار ١٦٤٧
«نادر بختيارى»
روشن آن ديده كه هرشب به
عزاى تو گريست ١٤٧٣
«مرتضى عصيانى»
روى دلم باز سوى كربلاست ٧٩٨
«فضولى بغدادى»
رهنما و رهبر كامل حسين
و زينب است ١٢٩٢
«شعبانعلى آزاد»
زان پس حسين حجت حق در
ميان نهاد ٧١٩
«نظيرى نيشابورى»
زان مصيبت نه همين از
خاكيان ماتم به پاست، كى رواست؟ سرنگون گردى فلك ٧٢٠، ٨٧٦
«يغماى جندقى»
ز ايّام نامور كه همه
ثبت دفتر است ١١٦٤
«صادق سرمد»
ز تولد شه كربلا، دل خلق
گشته منوّرا ١١٩٧
«حسين حسينى»
ز جان فشانى سلطان
عاشقان امروز ١٢٥١
«حسين لاهوتى»
زخم پا، يادگار آبله بود ١٦٩٠
«زكريا تفعّلى»
ز خون كيست كه شور حماسه
مىجوشد ١٥٠١
«فاطمه راكعى»
ز درد دل بگويم، يا غم
دلدار يا، هر دو ١٢٩٥
«عابد تبريزى»
ز كويت اى برادر با دو
چشم خون فشان رفتم ١١٩٩
«احمد كمال پور»
زلال نور مىجوشد ز
اقيانوس عاشورا ١٥٧٧
«زكريا اخلاقى»
زمان با خون من آيينهدارى
مىكند فردا ١٥٢٠
«كريم رجب زاده»
زمانه داشت به دل اضطراب عاشورا ١٥٢٥
«خسرو قاسميان»
ز مشرق تا به مغرب گر
امام است ٧٥٦
«عطّار نيشابورى»
زمين تا كران در خون،
تمام آسمان آتش ١٦٧٨
«شيما تقيان پور»
زمين گر برابر كهكشان
تكرار شود ١٥٤٤
«سلمان هراتى»
زمين و آسمان كربلا شد
وصل با آتش ١٦٤٤
«اسماعيل سكّاك»
زنده نگهدار محرّم! - كه
هست ١٥٥٥
«امير عاملى»
زندهى جاويد كيست كشتهى
شمشير دوست ١٠٦٧
«فوأد كرمانى»
زنى نشسته به قتل برادرش
به تماشا ١٦١٤
«مجتبى طهمورثى»
زير ايوانت اگر روزى
كبوتر مىشدم ١٦٦٣
«حبيب اللّه بخشوده»
زينب آمد شام را يكباره ويران
كرد و رفت ١٢٤٠
«قاسم سروىها»
زينبا روز جدايى نرسيده
است هنوز ١١٦٢
«هادى پيشرفت»
زينب، اى بانوى اسلام!
سلام ١٤٣٠
«نصر اللّه مردانى»
زينب اى جلوهى آيات خدا ١٣٧٠
«سيد رضا مؤيد»
زينب! اى شيرازهى ام
الكتاب ١٣٨٦
«محمد على مجاهدى»
زينب چو ديد جسم برادر
به روى خاك ١٢٨٦
«محمد رضا ياسرى»
زينب قيام كربلا را زيب
و زين بود ١٢٨٠
«خداداد نورايى اراكى»
ساقى اى قربان چشم مست
تو ١٠١١
«عمان سامانى»
ساقى لب تشنگان چون مجمع
احباب ديد ١٣٠٦
«سيد محمد حسن صفوى پور»
سبك، سبكتر از پرواز
پروانهاى سپيد ١٣٣٥
«بهمن صالحى»
ستم كشى كه ندانم به زير
بار غمش ٨٢٧
«واعظ قزوينى»
ستون خيمهى مولا
اباالفضل ١٦٥٥
«احد چگينى»
سحرا قد لاح نجم فى
الدّياجى ثمّ غابا ١٣١٢
«محمد رضا حكيمى»
سراپا تشنگى، امّا دلش
درياتر از دريا ١٥١١
«سيد على مير باذل»
سرشار از غمهاى مگو
بودم، سرشارم از شورى رها امشب ١٦٨٠
«زهرا محدثى خراسانى»
سرگشته بانوان وسطِ آتش
خيام ١٠٤٥
«ايرج ميرزا»
سر نهادش بر سر زانوى
ناز «نيّر تبريزى»
سرّ نى در نينوا مىماند،
اگر زينب نبود ١٤٧٨
«قادر طهماسبى»
سر و جان باختن اندر ره
دين سرّ بقاست ١٣٢٣
«حسن كشميرى»
سرو ز پا فتادهى، باغ
جنان حسين ٨١٤
«شفايى اصفهانى»