دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٦١٢ - يوسفعلى مير شكاك
مهرى حسينى
مهرى حسينى فرزند حسن در سال ١٣٤٤ ه. ش در سرپلذهاب ديده به جهان گشود. وى تحصيلات ابتدايى را در آنجا گذراند و با شروع جنگ تحميلى همراه خانواده به شهر مقدس قم مهاجرت كرده و تحصيلات خود را در مقطع متوسطه در قم گذراند پس از اخذ ديپلم به عنوان آموزشيار به مدت چهار سال به خدمت نهضت سوادآموزى درآمد. حسينى از كودكى به شعر و ادبيات علاقهى شديد داشت و از سال ١٣٦٦ شمسى به طور جدى به سرودن شعر پرداخت. وى از سال ١٣٧٤ با شركت در كلاس داستاننويسى در شهر قم نوشتن داستانهاى كوتاه را تجربه كرد و اكثر نوشتههايش در زمينهى دفاع مقدس مىباشد.
سه مجموعه شعر با نامهاى «مردان آسمانى»، «مثنوى كربلا در كربلا» و شعر منظوم «جوجه اردك زشت» و ٥ مجموعه داستان با نامهاى «روزهاى ابرى»، «بام بىستاره»، «قصّهى پاكان»، «چشمهاى منتظر» و «ساحل كرخه» از او به چاپ رسيده است.
-*-
دست سرسبز خدا:
كاش دستم تا زمين نينوا
پر مىكشيد ***** تا كنار دست سرسبز خدا پر مىكشيد
گفتم احساس دلم را نذر
دستش مىكنم *****
نذر دستانى كه از دنيا رها پر مىكشيد
دستها در خون شناور بود
و باران عطش *****
بر فراز خيمههاى كربلا پر مىكشيد
دستها جارى كه شد در
زير نعش مشك او *****
عطر دستانش به كام خيمهها پر مىكشيد
تشنگى هم با تمام وسعت
احساس خود
***** دل به دريا داد و اشكش بىصدا پر مىكشيد
وقتى از ذهن عطش احساس
دريا پر كشيد *****
كاش باران از زمين بىاعتنا پر مىكشيد
***
دلشكسته:
حسين ما به هر غريب
دلشكسته، رحم كرد ***** به هركسى كه در حريم غم نشسته، رحم
كرد
اگر پناه مىبريم ما به
دامن حسين به بندبند ***** هر دل ز هم گسسته، رحم كرد
شنيدهايم ما، اگر كسى
كه با خلوص دل *****
به سمت چشمهاى او دخيل بسته، رحم كرد
اگر دلى شكست و پر بهانه
شد، به او بگو *****
حسين ما به هر بىپناه و خسته، رحم
كرد
غريب را رها نمىكند،
چون او به نالهى *****
دل كبوتران بام، دستهدسته رحم كرد
*
فداى حلق تشنهات حسين
جان، كه هركسى *****
به ياد آن لب به خاك و خون نشسته، رحم
كرد
زيارت١:
گفتى دلت هواى تربت وفا
دارد ***** قصد زيارت بهار كربلا دارد
بر دوش بردهاى دل شكسته
را سمتِ
***** پابوس تربتى كه عطر آشنا دارد
[١] براى جابر بن عبد اللّه انصارى، اولين زائر قبر امام حسين (ع).