دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٣٧ - ناصر خسرو
هزار بيت قصايد و چند قطعه و ابيات متفرقه در مواضيع حكمتى، دينى، اخلاقى. مثنوى «روشنايى نامه» مشتمل بر ٥٩٢ بيت در بحر هزج است در وعظ و پند و حكم كه به ضميمهى ديوانش چاپ شده است «سعادت نامه» كه مثنوى سيصد بيتى است. اين مثنوى هم به ضميمه ديوانش چاپ شده است.
آثار منثور ناصر خسرو نيز عبارتست از «رساله در جواب نود و يك سوال فلسفى»، «سفرنامه» كه مهمترين اثر منثور اوست و اين كتاب مشتمل بر شرح مشهودات حكيم در سفر هفت سالهاى است كه به آسياى صغير و شامات و مصر و عربستان كرده است.
«زاد المسافرين» كه حاوى اصول عقايد حكيمانه و فلسفى ناصر خسرو است كه به سال ٤٥٣ آن را در غربت تأليف كرده است و در اشعار خود فراوان از اين كتاب نام برده و بدين تأليف خود باليده است. «خوان الاخوان»، «گشايش و رهايش»، «وجه دين»، «جامع الحكمتين» و كتب ديگر!
در مورد شيوهى سخن ناصر خسرو، دكتر ذبيح اللّه صفا مىنويسد: «بىترديد او يكى از شاعران بسيار توانا و سخنآور فارسى است كه طبعى نيرومند و سخنى استوار و قوى و اسلوبى نادر و خاص خود دارد. زبان اين شاعر قريب به زبان شعراى آخر دوره سامانى است. و حتّى اسلوب كلام او كهنگى بيشترى از كلام شعراى دورهى اول غزنوى را نشان مىدهد. وى هر جا كه لازم شده از تركيبات عربى جديد استفاده كرده است. خاصيت عمدهى شعرش اشتمال بر مواعظ و حكم بسيار است. اصولا ناصر خسرو به آنچه ديگر شاعران را مجذوب مىكند يعنى به ظاهر زيبايى و جمال و به جنبههاى دلفريب محيط و اشخاص توجهى ندارد و نظر او بيشتر به حقايق عقلى و مبانى و معتقدات دينى است، اما نبايد از قدرت فراوان او در توصيف و بيان اوصاف طبيعت غافل بود.»
-*-
نبينى كه
امّت همى گوهر دين ***** نيايد مگر كز بنين محمّد؟
محمد بدان
داد گنج و دفينش ***** كه او بود در خور قرين محمّد
قرين محمد
كه بود؟ آنكه جفتش ***** نبودى مگر حور عين محمّد
از اين حور
عين و قرين گشت پيدا ***** حسين و حسن، سين و شين محمّد
حسين و حسن
را شناسم حقيقت ***** بدو جهان گل و ياسمين محمّد
چنين ياسمين
و گل اندر دو عالم ***** كجا رُست جز در زمين محمّد
نيارم گزيدن
همى مر كسى را ***** بر اين هر دوان نازنين محمّد
قرآن بود و
شمشير پاكيزه حيدر ***** دو بنياد دين متين محمّد١
***
امتت را چون
نبينى بر چه سانند؟ اى رسول ***** بيشتر جز مر ستوران را نمانند، اى رسول
گر نگشته
ستند فتنه بر جهان از دين حق ***** چون جهانند و طلب كار جهانند، اى رسول
از قوى عهدى
كه كردى بر همه روز غدير ***** چون فراز نشتر جهانند و رمانند، اى رسول
سود دنيا را
همى جويند و ننديشند هيچ ***** گرچه از دين و شريعت بر زيانند، اى رسول
[١] ديوان ناصر خسرو؛ ص ١٥٨.