دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٠٢٨ - طرب شيرازى
اى
ديده خون ببار كه امشب شب عزاست ***** ر امشب شب عزاى شهنشاه كربلاست
امشب چه روى داده كه
دوران پر از محن ***** امشب چه روى داده كه گيتى پر از بلاست
امشب چه روى داده كه
احمد دلش ملول ***** امشب چه روى داده كه زهرا قدش دوتاست
خاكم به سر، بود شب قتل
شه شهيد
***** كافاق پر ز ناله و ايّام پر نواست
فردا بود كه جسم جوانان
هاشمى
***** زير سُمّ ستور مخالف چو توتياست
فردا بود كه تشنه لب از
بهر مشك آب ***** عبّاس
را به تيغ دو دست از بدن جداست
فردا به تيغ «منقذ» بىدينِ
كفر كيش
***** شقّ القمر ز تارك اكبر نمود راست
فردا بود كه ولوله در
جان قدسيان ***** فردا
بود كه زلزله در عرش كبرياست
فردا بود كه خاك ز خون
لعلگون شود ***** خونى كه خون جگر ز غمش نافهى ختاست
يك سوى گرم موج زدن آب
در فرات ***** يك
سوى العطش از خاك بر سماست
سيراب وحش و طير بيابان
و تشنه لب
***** اطفال بىگنه، به چه كيش اين ستم رواست
آن سر كه تكيهگاه ز دوش
رسول داشت
***** خاك زمين باديهاش جاى متّكاست١
[١] تجلى عشق در حماسه عاشورا؛ ص ١٦٨-١٧٢.