دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٥٥ - عطّار نيشابورى
نام «شارياخ» كه اكنون قبر او در آنجا مىباشد، به شهادت رسيد.١
-*-
امامى
كآفتاب خافقين٢ است ***** امام از ماه تا ماهى، حسين است
چو خورشيدى
جهان را خسرو آمد ***** كه نُه معصوم پاكش، پس رو آمد
چو آن
خورشيد اصل خاندان است ***** به مهرش نُه فَلك از پى روان است
چراغ آسمان
مكرمت بود
***** جهان علم و بحر معرفت بود
به همّت هر دو
عالم كم گرفته ***** ولى نورش همه عالم گرفته
رخ او بود
خورشيد الهى ***** شب تاريك، مويش از سياهى
كسى كو
آفتاب و شب به هم خواست ***** حسن آن از حسين آمد به هم راست
امام ده و
دو حق كرد قسمت ***** كه هر يك پردهيى سازد ز عصمت
ده و دو
پرده زان آمد پديدار ***** حسينى بود امّا پردهيى زار
ببرد اين
راه او گر مبتلا بود ***** ولى خونريز او در كربلا بود
اگر هستى تو
اهل پردهى راز ***** ازين پرده به زارى مىده آواز
بسى خون
كردهاند اهل ملامت ***** ولى اين خون نخسبد تا قيامت
هر آن خونى
كه بر روى زمانهست ***** برفت از چشم و اين خون جاودانهست
چو ذات
آفتابش جاودان بود ***** ز خون او شفق باقى از آن بود
چو آن
خورشيد دين شد ناپديدار ***** در آن خون چرخ مىگردد چو پرگار٣
*** اين چند بيت عمق اخلاص و ارادت عطّار را نشان مىدهد.
آفتاب آسمان معرفت:
كيست حق را
و پيمبر را ولى ***** آن حسن سيرت، حسين بن على
آفتاب آسمان
معرفت
***** آن محمّد صورت و حيدر صفت
نُه فلك را
تا ابد مخدوم بود ***** ز آنكه او سلطان ده معصوم بود
قرّة العين
آن امام مجتبى ***** شاهد زهرا شهيد كربلا
تشنه او را
دشنه آغشته به خون ***** نيم كشته گشته، سرگشته به خون
آن چنان سر
را كه بُرَّد؟ اى دريغ ! ***** كآفتاب از درد آن شد زير ميغ
گيسوى او تا
به خون آلوده شد ***** خون گردون از شفق پالوده شد
كى كنند اين
كافران با اين همه؟ ***** كو محمّد؟ كو على؟ كو فاطمه؟
[١] شرح احوال و نقد و تحليل آثار شيخ عطّار نيشابورى؛ مقدمه با تلخيص. ديوان عطّار نيشابورى؛ مقدمه با تلخيص.
[٢] خافقين: كناره عالم، مشرق و مغرب.
[٣] خسرو نامه؛ ص ٢٥.