دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٨٩ - يوسفعلى مير شكاك
مرتضى نوربخش
مرتضى نوربخش در سال ١٣٤٢ ه. ش در لنگرود ديده به جهان گشود. وى از شاعرانى است كه با انقلاب اسلامى رشد و نمو يافته است. تحصيلاتش را در زادگاهش به پايان رساند.
نوربخش از سال ١٣٦٤ شمسى همكارىاش را با مطبوعات آغاز كرد و اين همكارى و هميارى هم چنان ادامه دارد.
قالب اشعارش غزل است. از او تا به حال سه مجموعه شعر به نامهاى: «باغهاى نارون»، «سرزمين كودكى»، «عشقهاى گمشده» چاپ و منتشر شده است وى در حال حاضر در كرج زندگى مىكند.١
-*-
قافلهى خورشيد:
فصل شكوفه، فصل بهاران
است ***** فصل بلوغ گل و گلستان است
فصل قيام سرخ صنوبرها ***** فصل شكوه لاله و ريحانست
فصل اميد، فصل خوش رويش ***** فصل نويد بارش بارانست
از مقدم نسيم سحرگاهى ***** گيسوى سبز باغ، پريشانست
خورشيد با نجابت ديرينش ***** از پشت ابر تيره، نمايانست
در يك طرف، بهار و همه
گرمى ***** در يك طرف، سپاه زمستانست
فصل عبور قافلهى خورشيد ***** از جادههاى تيرهى دورانست
دستى، طلايهدار
سرافرازىست *****
كآيينه دار ارزش انسانست
تا لحظهى مبارك جانبازى ***** دامان انتظار، گل افشانست
دل را ز موج حادثه، پروا
نيست ***** دريا هميشه طالب طوفانست
هر عاشقى كه قرعه به
نامش خورد
***** لبّيكگوى، عازم ميدانست
هنگامهى نبرد عزيزان را ***** از دور، چشم خيمه نگهبانست
تاريخ ازين مناظره در
ترديد ***** عالم ازين معامله حيران است
يك سو فتاده دست
علمدارست
***** كز او بلند، قامت ايمانست
فكر وفاى وعده چنان
سبزست ***** كاين مير تشنه، مشك به دندانست!
در گوش خاك، زمزمهى
تكبير ***** زيباترين ترانهى عرفانست
شب با تمام همهمه مىتازد ***** اما سپيده بر سر پيمانست
زخم گلوى كودك شش ماهه ***** در ظلمت زمانه، درخشانست
و آن سرو سر كشيدهى
آزادى ***** افتاده در ميانهى ميدانست
جسم حسين - تشنهلب
تاريخ
– ***** چون نخل نيم سوخته، عريان است
[١] غزلهاى شاعران امروز از صدر مشروطه تاكنون؛ ص ٩٠٣.