دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٥٠ - يوسفعلى مير شكاك
محمد حسين صادقى
محمد حسين صادقى متخلص به «غلام» در سال ١٣٣٩ ه. ش در «زرقان» فارس به دنيا آمد. پس از گذراندن تحصيلات ابتدايى و متوسطه در سال ١٣٦٢ وارد دانشگاه شيراز شد و در سال ١٣٦٧ شمسى به دريافت مدرك كارشناسى زبان انگليسى نائل آمد.
صادقى با تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامى به آن نهاد پيوست و در سالهاى ١٣٦١ و ١٣٦٢ به عنوان مربى پرورشى به خدمت مشغول بود. وى سپس از خدمات دولتى كنارهگيرى كرد و به روزنامهنگارى پرداخت و هم اكنون مدير انتشارات «هد هد» و صاحب امتياز و مدير مسئول هفته نامه «هدهد» است.
صادقى در روزهاى آغاز دفاع مقدس در نفت شهر جرقههايى از شعر در ذهنش متجلى شد. شعرهاى او تاكنون به صورت پراكنده در نشريات منتشر شده است. وى علاوه بر سرودن شعر در زمينهى نوشتن داستان نيز فعال است.
از آثار منتشر شدهى او مىتوان: «زيباترين درخت»، «زيبا ولى شكستنى»، «ستارهها و اشارهها»، «جانباز كوچك» و «شبهاى آفتابى» را نام برد.
-*-
خورشيدهاى مهاجر:
آه اى كهنه ديوار ويران ***** اى تو در كوفه تنها مسلمان
گوش كن! من غلام حسينم ***** بهر كوفه، سلام حسينم
من، نمايندهى نور نابم ***** ذره هستم، ولى آفتابم
آفتابى كه در من نهان
است ***** در تن خاكيم مثل جان است
گوش كن! حرف بسيار دارم ***** وقت تنگست، پيكار دارم
غربت من، مداوا ندارد ***** ظرف دلتنگيم، جا ندارد
بايد اين رازها را بگويم ***** بايد اندوه دل را بشويم
تيغ تنها، مرا چارهگر
نيست ***** چون ز پيغام، برّندهتر نيست
گوش كن، گوش پيغام دارم ***** بر دلم داغ اسلام دارم
داغ آن آفتاب مسافر ***** داغ خورشيدهاى مهاجر
داغ آن كس كه ثقلين ناب
است ***** او كه هم عترت و هم كتاب است
داغ ميراث دار محمد (ص) ***** وارث كوله بار محمد (ص)
داغ دارم، دلم بيقرار
است ***** كوفه، اينگونه در انتظار است
گر نميرم از اين زخم بر
پشت ***** داغ اسلام خواهد مرا كشت
*
گوش كن! گوش كن! درد
دارم ***** ترس ازين خلق نامرد دارم