دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١١٦٦ - صادق سرمد
امروز
تشنگان را در جام، جاى آب
اشك است و خون كه چشمهى آن
ديدهى تر است
امروز هر چه بود بر آل على
گذشت
تا خود برآيد آنچه به فردا مقدّر
است
يك روز روز حاصل ايّام آدمى
است
جز آن هر آن چه روز گذارد
مكرّر است
آن روز روز خدمت خلق است
بهر حق
خرّم كسى كه خدمت خلقش
ميسّر است
پايان زندگانى هر كس به مرگ
اوست
جز مرد حق كه مرگ وى آغاز
دفتر است
آغاز شد حيات حسينى به مرگ
او
وين قصّه رمز آب حيات است و
كوثر است
مرد خداى تن به مذلّت نمىدهد
كانسان به كسب عزّت و ذلّت
مخيّر است
آن كس كه در اقامهى حق مىشود
شهيد
عمر ابد نصيب وى از موت
احمر است
روزى كه مرد حق به حقيقت
كند قيام
آن روز روز رجعت آل پيمبر
است
سربازى حسين و سرافرازى
حسين
امروز زينت سر هر تاج و
افسر است
تا حشر بر قيام حسينى درود
باد
كاين درس زندگى بشر تا به
محشر است