دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٨٣٧ - عاشق اصفهانى
عاشق اصفهانى
آقا محمد عاشق اصفهانى از شعراى قرن دوازدهم هجرى كه در سال ١١١١ ه ق. در اصفهان به دنيا آمد. او با پيشهى خياطى روزگار مىگذرانيد و به قناعت و ديگر صفات نيك شهرت داشته است.
آقا محمد از طرفداران رستاخيز ادبى و مخالف سبك شعر (فارسى - هندى) بود. اين سبك در زمان سلاطين مغول در ايران معمول گرديده بود. شيوه شاعران قديم خراسان و عراق را تجديد كرد (يعنى بازگشت به سبك سعدى و حافظ) و بر اين قالب شعر مىسرود. اشعارش در شيوهى غزلسرايى طرزى دلپسند دارد زيرا فن اصلى او غزلسرايى است و در غزلهايش بيشتر مضامين عاشقانه ديده مىشود. بهر حال او شاعرى است كه رنج عشق و حرمان را چشيده و همواره سوز و گداز خود را با الفاظى ساده بيان مىكند و به همين دليل تخلّص خود را صادقانه «عاشق» اختيار كرده است.
عاشق با شاعران هم عصر خود در اصفهان چون آذر بيگدلى، هاتف اصفهانى و صباحى كاشانى انجمن شعرى داشته و به احتمال، رياست آن نيز بر عهدهى او بوده است. ديوان شعر او شامل قصايد، غزليات، قطعات و رباعيات مىباشد. مضامين رباعيات او به رباعيات خيّام نزديك است.
عاشق در سال ١١١١ هجرى در بحبوحهى وقايع و مصائب در اصفهان متولد شد. تولدش مصادف با اوايل سلطنت شاه سلطان حسين صفوى بود. عاشق در اوان جوانى شروع به شعر و شاعرى نمود كه مصادف بود با حملهى افاغنه، قتل و غارت و كشمكشهاى داخلى ايران. اين دوران مردم ايران هيچگاه شب، خواب راحت و روز، آسايشى نداشتند و خيلى تسلّط روحى مىخواست كه با تمام اين بدبختىها اشخاصى بتوانند گرد دانش و ادب و ادبيات بگردند. پس از انقراض سلسلهى صفويه و ظهور سلسلهى افشاريه و روح جهانگيرى نادر شاه افشار كه تقريبا تمام مدّت سلطنتش صرف جهانگشايى و استقرار امنيّت بود هيچگاه مشوّق دانش و دانشمندان و هنرمندان نبود، و بعد از قتل نادر شاه افشار هم به علت ملوك الطوايفى و تشكيل دولت جديد «زنديه» در اغلب نقاط كشور جنگ و كشمكش بود و سلاطين اين چند سلسله، فرصتى نداشتند كه فضلا و بزرگان علم و دانش را در نقطهاى تمركز داده و يا تشويقى از آنان بنمايند و در توسعهى فرهنگ و ادب كوششى روا دارند و وضع عهد صفوى را رونق دهند. اما اهل ادب خود مجمع تشكيل مىدادند تا آثار علمى و ادبى و هنرى را به معرض استفاده عموم بگذارند. در آن زمان سعى به بازگشت به سبك عراقى بود زيرا از ابتداى تسلّط مغول در ايران شعرا سبك ساده عراقى را رها كرده و سبك هندى، اختيار نموده بودند. شعراى پيشگام در اين مرحله از اهمّيتى ويژه برخوردارند، كه عاشق اصفهانى از جملهى اين شاعران است، كه اشعارش حاكى از روانى و سلاست بيان و سلامت گفتار مىباشد و اين خود خدمتى در راه اصلاح شعر فارسى بوده است. به تبعيّت از اين انجمن و بازگشت شعرا به سبك عراقى، عدهاى از نويسندگان بزرگ زمان شيوهى معمول نثر فارسى كه آن هم دچار انحطاط شده بود را كنار گذاشتند و تحوّلى در نثر فارسى پديد آوردند و سادهنويسى را رواج دادند.
عاشق اساسا شغل خود را شاعرى قرار نداد، و از اين راه ابدا تحصيل معاش ننمود و با شغل خيّاطى امرار معاش مىكرد. وى و همچنين گوشهى انزوا را اختيار كرده و با نهايت فقر و كمال استغنا به سر مىبرده است. وفات او به سال ١١٨١ هجرى در سن هفتاد سالگى در زادگاهش بود١.
-*-
[١] مجمع الفصحاء؛ ج ٢، ص ٣٤٦. الذريعه؛ ج ٩، ص ٦٧٢. آتشكدهى آذر؛ ص ٤٠٤. مقدمه ديوان عاشق اصفهانى با تخليص.