دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٦٨ - خواجوى كرمانى
هركه
او چون حلقه نبود بر در حيدر مقيم ***** رهروان راه دين چون حلقهاش بر در
زنند
مؤمنان حيدرى را ميرسد
كز بهر دين ***** حلقهى
ناموس حيدر بر در خيبر زنند
ره به منزل برد هركو
مذهب حيدر گرفت
آب حيوان يافت آن كو خضر
را رهبر گرفت
***
تركيببند: در مناقب ائمه اثنى عشر (ع):١
به حلق تشنه آن رشك غنچهى
سيراب
***** كه رخ به خون جگر شويد از عنّاب
شه دو مملكت و شهوار نُه
مضمار٢ ***** مه
دوازده بُرج و امام شش محراب
فروغ جان رسول، چراغ و
چشم بتول ***** بهار
عترت و نوباوهى دل اصحاب
حديث مقتل او گر به گوش
كوه رسد ***** شود
ز خون دل اجزاى او عقيق مذاب
وگر سپهر برد نام آتش
جگرش ***** كند
به اشك چو پروين ستارگان را آب
به كربلا شد و كرب و بلا
به جان بخريد
گشود بال و ازين تيره
خاكدان بپريد
بدان بزرگ حسينى نواى
پردهى راز ***** كزو
بلند شد آوازهى نهضت حجاز
على ثانى و سلطان حيدرى
نسب ***** امام
رابع و كسرى مملكت پرداز
نشسته خامش و با چار ركن
در گفتار ***** شكسته
شپهر و با هفت چرخ در پرواز
اگر نه از پى ذكر مناقبش
بودى ***** ز
كوه وقت صدا برنيامدى آواز
صبا چو دم زند از
گلستانِ اورادش ***** ز جانِ فاخته خيزد فغان كوكو باز
طراز كسوت مه بود عطف
دامن او
چراغ ديدهى خور بود راى
روشن او٣
***
در منقبت ائمه اثنى عشر:
تا كى بر آستانهى اين
شش درى سرا ***** باشم از آشيانهى مألوف خود جدا
وقتست كز منازل تقليد
بگذرم
***** و آدم به صحن گلشن تحقيق متكا
من رافضى نيَم كه كنم
پشت بر عتيق ***** يا خارجى كه روى بتابم ز مرتضى
كين اگر به كعبه كنم
سجده يا به دير ***** باشد مرا به عترت پيغمبر اقتدا
دانى كه چيست رايحهى
بوستان قدس ***** يك شمه از روايح انفاس مصطفى
اقصى خرام باديه پيماى
شوخ موسيقى دنى٤ ***** گيتى
فروز مملكت آراى و الضحى
[١] با حذف چند بند اول و چند بند آخر.
[٢] مضمار: ميدان اسب دوانى.
[٣] ديوان خواجوى كرمانى؛ ص ٦٠٦.
[٤] اشاره به آيه ٨ سوره نجم.