دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٤٩ - رشيد الدين و طواط
رشيد الدّين و طواط
از شاعران و نويسندگان مشهور قرن ششم ه ق. است كه در حدود سال ٤٨٠ ه ق. در بلخ متولّد شد و جوانى را در فراگيرى ادبيات در آن شهر گذراند و سپس به خدمت علاء الدّين اتسز خوارزمشاه درآمد و سى سال در دربار او صاحب ديوان انشا بود.
رشيد در نظم و نثر فارسى و عربى مهارت كامل داشت. صنايع لفظى را در شعر بسيار مراعات كرده و قصايد وى همه مصنوع و مسجّع مرصّع است.
ديوان اشعارى به زبان فارسى و عربى دارد. از كتب مشهورش «حدائق السحر فى دقائق الشعر» در علم معانى و بيان است كه بيشتر مطالب آن را از كتاب «ترجمان البلاغه» محمّد بن عمر رادويانى گرفته است. كتاب ديگرش «مطلوب كل طالب الامير المؤمنين على بن ابى طالب (ع)» مىباشد. كه ترجمهى صد سخن كوتاه از امام على (ع) است كه معروف به صد كلمه يا مطلوب كل است.
رشيد الدّين علاوه بر قصايد و غزليات، نامههايى به نام منشآت دارد.
وى پس از ٩٣ سال زندگى در سال ٥٧٣ ه ق. درگذشت١.
-*-
فرزند حيدر
است و خداوند مفخر است ***** چون او كِراست مُنتسب امروز و مُكتسب
***
تو به حرب
اندر خراميدى به كردار على ***** در كف ميمون تو تيغى بسان ذو الفقار
***
فرزند حيدرى
تو و در نوك كِلك تو ***** يزدان نهاده معجزهى صد چو ذو الفقار٢
***
با حملهى
تو قلعه اموى را چه قدر ***** خيبر چه پاى دارد با مرد ذو الفقار٣
***
خاندان طاهر
پيغمبر اندر محنتاند ***** غم خورد زين حال هر كش اعتقاد طاهر است
آن كه دين
را كرد نصرت ذو الفقار جدّ او ***** در مضيقى اوفتاده، بىمعين و ناصر است
تا شنيدم كز
فلك آل پيمبر شاكىاند ***** ناكسم گر جان من از زندگانى شاكر است
نى به سوى
هيچ عشرت سينهى من مايل است ***** نى به روى هيچ راحت ديدهى من ناظر است
من كيم خود؟
كز براى اين سبب در خلد عدن ***** خسته روح كاظم است و رنجه جان باقر است
***
اى صدرِ آل
حيدر اگر غايبم ز تو ***** اندر دلم محبت صدر تو حاضر است
[١] مشاهير دانشمندان اسلام؛ ج ٣، ص ٢٦٠. فرهنگ شاعران زبان پارسى؛ ص ٢٢٨.
[٢] ديوان سعيد نفيسى؛ ص ٤٩، ٢١٦، ٢٤٠.
[٣] ديوان ركن الدّين همايون فرخ؛ ص ٢٥٠.