دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٤٦٤ - حسين اسرافيلى
حسين اسرافيلى
حسين اسرافيلى فرزند اكبر، به سال ١٣٣٠ ه. ش در تبريز ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايى را در مراغه گذراند و با انتقال خانواده به تهران دنبالهى تحصيلات را در تهران ادامه داد و در رشتهى زبان و ادبيات فارسى از دانشگاه تهران ليسانس گرفت.
اسرافيلى از سال ٤٦ تا ٥٤ در نيروى هوايى به كار اشتغال داشت و سپس در بخش خصوصى مشغول به كار گرديد و هم اكنون با ٣٠ سال سابقهى كار بازنشسته شده است.
وى فعاليتهاى شعرى خود را از سال ٥٤ آغاز نمود كه نخستين دفتر شعرى خود را با نام «تولد در ميدان» در همان سال انتشار داد. پس از پيروزى انقلاب اسلامى از اولين افراد تشكيل دهندهى حوزهى هنرى انديشهى اسلامى بود. مرحوم اوستا و استاد مشفق كاشانى و استاد محمود شاهرخى مشوق و راهنماى او در كار شاعرى بودهاند. از اسرافيلى تاكنون دفاتر شعرى:
«آتش در خيمهها»، «در سايهى ذو الفقار»، «عبور از صاعقه»، «مردان آتش نهاد» و «گزيده ادبيات معاصر شماره ٥»، به بازار نشر راه پيدا كرده است. آخرين دفتر شعرى ايشان «آتش در گلو» نام دارد، علاوه بر آن ٢٠ مجموعه از اشعار شاعران ديگر را نيز جمعآورى نموده است. اسرافيلى بيشتر تمايل دارد در زمينهى كلاسيك كار كند كه در تمام ابعاد اين زمينه چون مثنوى، غزل، رباعى و چهارپاره طبعآزمايى كرده است. وى شعر نو هم مىگويد كه دفتر شعرى با نام «آيينههاى شعلهور» از او به زيور طبع آراسته گرديده است.
-*-
اشتياق خطر؛ (به نام علمدار بزرگ كربلا):
بر در خيمه ايستاده سوار ***** به اشارت كه گاه پيكار است
مىنمايد نگاه بازپسين ***** كه دگر نوبت علمدار است *
در نگاهش نشسته حرمت عشق ***** تا چه فرمايدش دوباره امام
شوق پيكار مىزند فرياد ***** مرد را تا حضور سرخ قيام *
كرد بىخوف عرصهى پيكار ***** زى خطر تا لگام باره گرفت
كودكان مانع سوار شدند ***** خيمه را شيونى دوباره گرفت *
دهنهى اسب را گرفته به
دست ***** مىفشارد دو مشت را از خشم:
كيست آيا علم به دوش كشد ***** نهراسد دگر، نبندد چشم؟ *
دشت را جز سكوت پاسخ نيست ***** باز مىخواندش به سوى سفر