دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٥٣ - محمود شاهرخى
نه
داستان تو تنها حديث عاشوراست *****
كه از كران ازل تا ابد زمانهى تست
پيام خون شهيدان عرصهى
تاريخ ***** رسالتى است كه تا حشر زيب شانهى تست
طلوع كوكب رخشندهات
مبارك باد
***** كه رشك مهر ملك نور جاودانهى تست ***
كعبهى احرار:
كوى اميد و كعبهى احرار
كربلاست
***** معراج عشق و مطلع انوار كربلاست
باد صبا ز من به كليم
اين خبر ببر ***** با او بگو كه موقف ديدار كربلاست
گر طالب تجلّى انوار
سرمدى ***** بشتاب زانكه جلوهگه يار كربلاست
آن جا كه با شئون جلال و
جمال خويش
***** سلطان غيب گشته پديدار كربلاست
اى خسته از تطاول هجران
بهوش باش ***** ميعاد وصل و منزل دلدار كربلاست
خواهى اگر كه محرم سرّ
ازل شوى ***** در نه قدم كه خلوت اسرار كربلاست
مصداق عزم و آيت ايمان
بود حسين ***** مجلاى عشق و مظهر ايثار كربلاست
تا در جهان نشانهى داد
است و مردمى *****
كوى مراد و قبلهى ابرار كربلاست ***
عزاى حسين:
اى پشت چرخ خم ز عزاى تو
يا حسين
***** وى ناى دهر پر ز نواى تو يا حسين
روح الامين ملول و غمين
در حريم قدس *****
چون نوحهگر سروده رثاى تو يا حسين
بر انبيا به حسرت و
اندوه و درد و داغ ***** خواند او حديث كرب و بلاى تو يا حسين
هم آدم صفى به دريغت
فشانده اشك ***** هم نوح كرده نوحه براى تو يا حسين
كس را چه پايه تا كه كند
تعزيت به پا ***** صاحب عزاى توست خداى تو يا حسين
آن آيت جلال و جمالى كه
نطق خلق ***** لال است در بيان ثناى تو يا حسين
دست قدر به حكم ازل
برفراشته است ***** برتر ز نُه سپهر، لواى تو يا حسين
كلك قضا به امر مشيّت
رقم زده است ***** بر لوح دهر نقش بقاى تو يا حسين
گر منهدم شود همه اركان
كاينات ***** نبود خللپذير بناى تو يا حسين
آيد هنوز از دل اين
نيلگون رواق *****
در گوش هوش بانگ رساى تو يا حسين
كازاده تن به پستى و
ذلّت نمىدهد ***** فرياد عزّت است نداى تو يا حسين
***
چراغ هدايت:
به خون دركشيدند اگر
پيكرت را ***** و بر نيزه افراخت دشمن سرت را
ندادند اگر قطرهاى از
فراتت ***** و كشتند سقاى نام آورت را
كجا شد روا كام خصم
زبونت ***** كه سازد نهان جلوهى گوهرت را