دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٠٨ - اصغر عرب
اصغر عرب
حاج اصغر عرب متخلّص به «خرد» به سال ١٣٠٠ ه. ش در شيراز به دنيا آمد. او عضو فعّال حزب برادران بود و با روزنامههاى ارگان آن حزب به نامهاى «شفق» و «آئين برادرى» و «همه» همكارى داشت و خود روزنامهاى به نام «مرد بازار» منتشر مىكرد.
وى شعر مىگويد و بيشتر اشعارش مضامين مذهبى دارد و تاكنون چندين دفتر از اشعار خود را به نامهاى «زلزله»، «گلزار عشق»، ترجمهى منظوم فارسى دعاهاى «كميل»، «زيارت عاشورا»، «ندبه»، «وارث» و «جامعه كبيره»، انتشار داده و مجموعهى «پيوندهاى زرين» او شامل تضمينهاى غزليات سعدى و حافظ است١.
-*-
نور خدا:
لالهگون دشت غم از خون
خدا مىبينم ***** اين
عجب بين كه چه نورى ز كجا مىبينم
عجبى نيست كه شد كربُ
بلا كعبهى عشق ***** در خرابات مغان نور خدا مىبينم
ملك الحاج تو در خانه و
من كربُ بلا ***** خانه
مىبينى و من خانه خدا مىبينم
كوى جانبازى و عشق است
كه خاك در آن ***** قبلهى حاجب و محراب دعا مىبينم
اى حسين آنچه ز كار تو
شده عالم گير ***** با كه گويم كه در اين پرده چهها مىبينم
اثرات جهش و جنبش تو در
دنيا
***** فكر دور است همانا كه خطا مىبينم
دين و آزادى و مردى اگر
امروز بجاست ***** اين
همه از نظر لطف شما مىبينم
بوى مشك است ز خون دادن
مردان خدا
***** آنچه من هر سحر از باد صبا مىبينم
منتظر باش رسد منتقم
دادستان ***** كه
من اين مسأله بىچون و چرا مىبينم
اى «خرد» ذكر مصيبت ز دل
حافظ گوى
***** كه من او را ز محبان خدا مىبينم
***
ماه بنى هاشم:
تو اى ماه بنى هاشم به
هرجا جلوه بنمايى ***** درى باشد كه از رحمت به روى خلق
بگشايى
سروش رحمتى انور هدايى،
فضل رحمانى ***** تو
از هر در كه باز آيى بدين خوبى و زيبايى
به صحراى شهادت دريم
خون، روز جان بازى ***** تو زيبا رو چنان خوبى كه زيبايى
بيارايى
على با چهرهى ايزد
نمايى مىشود پيدا ***** در
آن معرض كه چون يوسف جمال از پرده بنمايى
به مردىّ و دليرىّ و
جوانمردىّ و جان بازى ***** مرا در رويت از حيرت فروبستهست
گويايى
تو خورشيد شهيدانى و شمع
بزم آزادى
***** كه همچون آفتاب از جام و حور از حلّه پيدايى
از اين در، رانيم يا
خوانيم هرگز نخواهم شد ***** كه
گر تلخ است، شيرين است از آن لب هرچه فرمايى
به طوفان الم غرقم، بيا
مشكل گشايى كن ***** چو
پايابم برفت از دست دانستم كه دريايى
«خرد» در
وصف بو فاضل ز «سعدى» شكر آورد ***** مسلّم نيست طوطى را در ايّامت شكر
خايى٢
[١] سيماى شاعران فارس در هزار سال؛ ج ٢، ص ٩١٨.
[٢] مصراع دوم ابيات اين غزل از سعدى تضمين شده است.