دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٠٢٣ - طرب شيرازى
٢
داد از تو اى سپهر كه
بيداد كردهاى ***** باز اين چه فتنهايست كه بنياد كردهاى
غمگين نمودهاى تو دل
دوستان حق
***** وانگاه جان دشمنشان شاد كردهاى
كُشتى شه حجازى و سلطان
شام را
***** در جام، باده تا خط بغداد١ كردهاى
كردى خراب عاقبت از كين
مدينه را
***** پس شام شوم را ز نو آباد كردهاى
جاى نگار، دست عروس فكار
را
***** رنگين ز خون تارك داماد كردهاى
اى سست مهرِ سخت دل،
آزارِ اهل بيت ***** گاهى
به شام و گه به سَناباد٢ كردهاى
آبى كه دادهاى تو بر
اطفال تشنه لب ***** سرچشمهاش
ز دشنهى فولاد كردهاى
اى سرو ذكر قامت اكبر
نمودهاى
***** زين قصّه پا به گِل قد شمشاد كردهاى
آنان كه بود صد چو
سليمان غلامشان ***** بنياد
عمرشان همه بر باد كردهاى
اى تشنه لب ثواب شهيدت
دهند اگر
***** خوردى چو آب از لب او ياد كردهاى
حاصل به غير باد ندارى
چو نى «طرب» ***** از جور چرخ هرچه تو فرياد كردهاى
داد از تو و جفاى تو اى
آسمان دون
يكباره زين الم نشدى از
چه سرنگون؟
٣
چون شد گه شهادت سلطان
كربلا ***** افتاد
شور و لرزه در اركان كربلا
طوفان غم رسيد چو بر
كشتى حسين
***** خون گريه كرد نوح به طوفان كربلا
چوگان زلف چون على اكبر
ز هم گشود
***** بس سر چو گو فتاده به ميدان كربلا
برخاست چون جرس ز پى
كاروان شام ***** افغان كودكان ز بيابان كربلا
آوخ ز تير حرمله افتاد
از نوا
***** اصغر كه بود بلبل دستان كربلا
از خون پاك تازه جوانان
هاشمى ***** شد
گلشنى عيان به گلستان كربلا
از تندباد حادثهى دهر
اى عجب ***** شد
سوسنى خموش به بستان كربلا
ايوان كربلا شدى اى كاش
سرنگون
***** چون شد شهيد خسرو ايوان كربلا
چون ديو خاتم از كف او
در ربود خصم ***** بنشست
بر سرير سليمان كربلا
شيران خشمناك ز زخم سنان
و تير
***** خفتند هرطرف به نيستان كربلا
دردا ز بيشه كنده شد از
تيشهى ستم ***** اكبر
كه بود سرو خرامان كربلا
ناگاه از فراز سِنانِ
سَنانِ دون ***** خورشيد
سر زدى ز گريبان كربلا
[١] قدما، جام باده و جام جم را با هفت خط وصف كردهاند: هفت خط داشت جام جمشيدى هر يكى در صفا چو آيينه
جور و بغداد و بصره و
ازرق اشك و كاسهگر و فرودينه خط بغداد به بالا نزديك است و كنايه از لبريز و
لبالب بودن است.
[٢] سَناباد: ناحيهاى از طوس كه امام رضا (ع) در آنجا به شهادت رسيد و مدفون شد. مشهد فعلى.