دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٦٢٣ - يوسفعلى مير شكاك
مرتضى اميرى اسفندقه
مرتضى اميرى اسفندقه فرزند حسين در سال ١٣٤٥ ه. ش در تهران پا به عرصهى گيتى نهاد. تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در مشهد گذراند و ادامهى آن را در مقطع كارشناسى در رشتهى ادبيات فارسى در دانشگاه تبريز به پايان برد.
اميرى سرودن شعر خويش را مرهون تشويقها و راهنمائىهاى مرحوم حاج شيخ محمد باقر صاعدى خراسانى كه از علماى بنام خراسان بود مىداند، و سپس با حضور فعال در انجمنهاى ادبى خراسان از شاعران پيش كسوت و متقدم آن ديار چون مرحوم احمد كمالپور «كمال»، مرحوم ذبيح اللّه صاحبكار «سهى» و استاد محمد قهرمان بهرههاى وافر برد و بر تعميق و غناى شعر خود افزود.
از اميرى تاكنون چند كتاب در زمينهى شعر و شاعرى به بازار نشر راه يافته است كه از آن جمله مىتوان از: كتاب «قتيل قبله»، «رستاخيز حركات»، «اين شرح شرحه شرحه» كه تحقيقى پيرامون تجلى ماه مبارك رمضان در ادوار شعر فارسى است، «گزيده ادبيات معاصر شماره ٣٤» و «بازوان مولايى» اشاره نمود.
اميرى اسفندقه در قالب كلاسيك متمايل به سرودن شعر با زبان معاصر است و در شعر نو قالب نيمايى را بهتر مىسرايد.
وى در سال ١٣٦٦ به استخدام آموزش و پرورش درآمد و هم اينك به عنوان معلم در مدارس مشهد تدريس مىكند.
-*-
غزل حر (١):
عاقبت جان تو در چشمهى
مهتاب افتاد *****
پيچشت داد خدا، در نفست تاب افتاد
نور در كاسهى ظلمتزدهى
چشمت ريخت
***** خواب از چشم تو اى شيفتهى خواب افتاد
چشمه شد، زمزمه شد، نور
شد و نيلوفر *****
آن دل مرده كه يك چند به مرداب افتاد
كارت از پيلهى پوسيده
به پرواز كشيد ***** عكس پروانه برون از قفس قاب افتاد
عادتت بود كه تكرار كنى
بودن را
***** از سرت زشتى اين عادت ناباب افتاد
ماه را بىمدد طشت تماشا
كردى ***** چشمت از ابروى پيوسته به محراب افتاد
چه كشش بود در آن جلوهى
مجذوب مگر
***** كه به يك جذبه چنين جان تو جذاب افتاد
شهد سرشار شهادت به تو
ارزانى باد *****
آه از اين مردن شيرين، دهنم آب افتاد
امشب از هرم نفسهاى
اهورايى تو *****
گرم در دفتر من اين غزل ناب افتاد
***
غزل حر (٢):
حسين آمد و آزاد از
يزيدت كرد ***** خلاص از قفس وعده و وعيدت كرد
سياه بود و سياهى هر
آنچه مىديدى *****
تو را سپرد به آيينه، روسپيدت كرد
چه گفت با تو در آن لحظههاى
تشنه حسين؟ *****
كدام زمزمه سيراب از اميدت كرد؟
به دست و پاى تو بار چه
قفلها كه نبود ***** حسين آمد و سرشار از كليدت كرد