دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٤٧٦ - جعفر رسول زاده
مظلوم آن شهيد كه وقتى به خون تپيد مظلومهاى چو فاطمه، آمد به ديدنش
***
نينواى زخم:
هفت بند عشق دارد نينواى
زخم تو ***** اى تمام گريههايم هاىهاى زخم تو
در سكوت اشك، پژواك
صدايم گم شدهست *****
شرحهشرحه درد مىخوانم براى زخم تو
از وداعت در دلم صد پاره
خون گل كرده است *****
داغ من شد تازه در حال و هواى زخم تو
با كدامين ديده مىبايد
تماشايت كنم *****
هستىام اى كاش مىشد رو نماى زخم تو
بوسه بر رگهاى خونين تو
جانم زنده كرد *****
عمر خود را يافتم در جاىجاى زخم تو
تو شكيبايى به قلبم هديه
فرمودى، ولى *****
من صبورى چون توانم در عزاى زخم تو
كاشكى در غربت آباد دل
من خانه داشت *****
داغ آن خنجر كه مىشد آشناى زخم تو
***
مىتوان خورشيد شد، با
روشنى آغاز كرد *****
مىتوان با بال خون تا بيكران پرواز
كرد
سينهى من صد نيستان
ناله دارد، مىشود *****
عشق را با ناى عاشورائيان آواز كرد
اين تماشايىترين وصل
شكفتن، فرصتىست *****
مىتوان اينجا به روى دوست چشمى باز
كرد
*
از نگاهت زندگى روييد و
جانم سبز شد *****
چشمهاى مهربانت اى مسيح! اعجاز كرد
مثل من تا وسعت آزادگى
پر مىكشد
***** رشتهى دلواپسى را هر كه از خود باز كرد
*
اى فروغ آفتاب آشنايى!
يا حسين! *****
روشنا بختى كه خود را با غمت دمساز
كرد
***
معراج حضور
يك فروغ و آن همه رخسار
روى نيزهها *****
شد تماشايى خدا انگار، روى نيزهها!
مىطپد پيش نگاه مردهى
نامردمان
***** عشق، صد آيينه در تكرار روى نيزهها
آسمان! من آن همه خورشيد
در خون خفته را *****
يافتم با چشم اختربار، روى نيزهها
پيش ازين بر خاك مقتل
بود معراج حضور *****
خوش تجلّى كردهاند اين بار، روى نيزهها
آستينم را كلاف اشك گوهر
كردهام
***** يوسفند و گرمى بازار روى نيزهها
كاروان را منزل غربت جدا
افتاده بود ***** همرهان را تازه شد ديدار، روى نيزهها
*
تا بمانى سرخ رو تا صبح
محشر اى شفق! *****
بوسه از لبهايشان بردار روى نيزهها
آسمان! گر اختران خويش
را گم كردهيى *****
شرحهشرحه عشق را بشمار روى نيزهها
*
كوفهكوفه داس و خنجر بود
و، از آل على *****
صد گلستان لاله شد تبدار روى نيزهها