دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٣٧٧ - محمد جواد غفور زاده
چه
بانويى كه به همراه يك مدينه صفا ***** گلاب گريه و يك كربلا مصيبت داشت
چه بانويى كه به خورشيد
خون گرفتهى عشق ***** به قدر وسعت هفت آسمان محبت داشت
دل تو بود پر از شور و
اشتياق حسين *****
كه لحظه لحظهى عمرت ازين حكايت داشت
حسين نيز به شايستگى
نثار تو كرد ***** هر آن چه عاطفه و التفات و رأفت داشت
نبود حاجت بوسيدن گلوى
حسين حسين ***** با تو هزاران هزار صحبت داشت
حسين از تو جدايى نداشت
در هر حال
***** مگر به خاطر انسى كه با شهادت داشت
چراغ آخرتش باد شاعرى كه
سرود ***** دو مصرعى كه در او يك جهان طراوت داشت:
«نه ذو الجناح دگر تاب
استقامت داشت ***** نه سيد الشهداء بر جدال طاقت داشت»
ستارهى سحر تو كه روى
خاك افتاد
***** هزار و نهصد و پنجاه و يك جراحت داشت
من و مكارم اخلاق زينبى
هيهات! *****
كجا برابر خورشيد ذره جرأت داشت
تو آن يگانه اسيرى كه در
چهل منزل
***** به دوش خستهى خود كوهى از رسالت داشت
تو آن آفتاب حقيقت شدى
به بزم يزيد *****
كه سعى بيهوده در محو واقعيّت داشت
تو خطبه خواندى و برهم
زدى اساس ستم *****
ستمگر از سخنت جا به خاك ذلّت داشت
پيام خون و شرف را به
شام و كوفه رساند *****
صداى روح نوازت كه رنگ محنت داشت
به هر بهانه به تفسير
انقلاب نشست ***** كلام روح فزايت كه رنج غربت داشت
هلال يك شبهات جلوه كرد
از سر نى
***** كه با تو سوخته دل اشتياق صحبت داشت
پس از زيارت خون سر تو
از مَحمل١ *****
شفق طلوع نمىكرد اگر
مروّت داشت٢***
خون و شرف:
عشق سر در قدم ماست اگر
بگذارند ***** عاشقان را سر سوداست اگر بگذارند
ما و اين كشتى طوفانزده
موج بلا ***** ساحل ما، دل درياست اگر بگذارند
دشت از هُرم عطش سوخته و
سايهى غم
***** سايبان گل زهراست اگر بگذارند
آب بر آتش لبهاى عطشناك
زدند ***** آرزوى من و سقّاست اگر بگذارند
دوش در گلشن ما بلبل
شيدا مىگفت *****
باغ گل وقف تماشاست اگر بگذارند
هرچه گل بود ز تاراج
خزان پرپر شد ***** وقت دلجويى گلهاست اگر بگذارند
طفل شش ماههى من زينت
آغوش من است *****
جاى اين غنچه همين جاست اگر بگذارند
اين به خون خفته كه عالم
ز غمش مجنون است *****
تشنهى بوسهى ليلاست اگر بگذارند
چهرهاش، آينهى حُسن
رسول اللّه است ***** آرى اين آينه زيباست اگر بگذارند
اين گل سرخ كه از گلبن
توحيد شكفت *****
آبروى چمن ماست اگر بگذارند
[١] محمل: اشاره دارد به حالت تأثر شديد حضرت زينب (س) در ديدار سر برادر كه گفتهاند حضرت به شدت سر خود را به كناره و چوبهى محمل زد و خون مقدّسش از آن جراحت جارى شد.
[٢] نقل از خراسان فرهنگى، سال اوّل، مرداد و شهريور ماه ١٣٧٠ ه. ش.