دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٤٨ - غلامرضا قدسى
مرد
و زن خدمتگزار درگهش ***** توتياى چشم جان، خاك رهش
زينب آن دُردانهى آل
رسول ***** دختر والاى زهراى بتول
بود از آغاز همگام حسين ***** نقش بر لوح دلش نام حسين
بسته پيمان با خدا روز
الست ***** تا به راهش بگذرد از هر چه هست
صبر را بخشيده معنايى
شگرف ***** وصف صبر او برون از حدّ حرف
از قيام روز عاشورا حسين ***** كرد دين را زنده در دنيا حسين
شد قيام او به عالم بىقرين ***** بود چون زينب در آن نقشآفرين
گر نبودى نقش او در اين
قيام ***** بود اين نهضت قيامى ناتمام
كيست زينب آن كه در كرب
و بلا ***** شد خجل از صبر او كرب و بلا١
رنج پيش او سپر انداخته ***** درد و محنت رنگ پيشش باخته
روز عاشورا به او چشم
اميد ***** دوختند از پير و برنا هر شهيد
جسم فرزندان او بر روى
خاك ***** اوفتاده قطعه قطعه چاكچاك
او حسينى بود و پروايى
نداشت ***** جز خدا در خاطرش جايى نداشت
از برادر لحظهاى غافل
نبود ***** هيچ مشكل پيش او مشكل نبود
شعلهها از عشق عالم سوز
داشت ***** آتشى در جان، جهان افروز داشت
در حريم قدس، محرم زينب
است ***** معنى عشق مجسّم زينب است
آفرين بر صبر طاقت سوز
او ***** و آن تجلّىهاى جان افروز او
داشت بار اين رسالت چون
به دوش ***** بيشتر از پيشتر شد سختكوش
با اسيران صبحدم تا شام
رفت ***** گاه در كوفه گهى در شام رفت
داشت در راه سفر آن پاك
جان ***** از سر پاك شهيدان سايبان
چون به شهر شام زينب گام
زد ***** آتشى از خطبهاش در شام زد
غنچهى لب چون كه زينب
باز كرد ***** در فصاحت چون على (ع) اعجاز كرد
از بيان گرم آن شيرين
سخن ***** شد چو شب در شام، روز اهرمن
جاودان ساز محرّم با
پيام ***** زينب است آرى اِلى يَوم القيام
يا رب از عشقش دل ما
زنده كن
***** همچو خورشيد فلك تابنده كن٢
***
قيام حسين:
اى شه كه جبرئيل امين شد
غلام تو
***** شد پايدار دين خدا از قيام تو
چون ابر نوبهار بريزد ز
ديده اشك
***** آيد چو بر زبان محبّ تو نام تو
[١] كرب و بلا: اندوه و مصيبت و سختى و آزمايش.
[٢] نغمههاى قدسى؛ ص ١١٥.