دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١١١٧ - مفتون همدانى
بر باد
رفت معجر، از رخ نقاب افتاد ***** دلها كباب گرديد، تنها به تاب افتاد
در قتلگاه شور يوم الحساب
افتاد
فريادها برآمد ز آل عباى
اسلام *
بين بر على بيمار، آندم چه حال
رخ داد ***** چون چشم او به نعش باب و برادر افتاد
از سينه كرد ناله، از دل
كشيد فرياد ***** اطفال، جمله از بيم، چون صيد ديده صيّاد
نمرود اين چنين ظلم هرگز
نكرد و شدّاد
آتش گرفت دلها از واىواى
اسلام
*
رفت آنچه رفت ز آنها بر
عترت پيمبر ***** شد آنچه شد به اسلام از ملحدين كافر
اكنون شنو از اين نى بانگ و
نواى ديگر
***** دربار كبريائى بازيچه نيست، بنگر
كن افتخار زين شاه بر
كائنات يكسر
كاين خون رساند بر چرخ
فرّهماى اسلام
*
اين خون اگر نمىبود بر
جسم، جان نمىبود ***** اين خون اگر نمىبود، روح روان نمىبود
اين خون اگر نمىبود، جسمى
عيان نمىبود ***** اين خون اگر نمىبود، كون و مكان نمىبود
اين خون اگر نمىبود، نام
از جهان نمىبود
زين خون بهشت و كوثر شد
خونبهاى اسلام