دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٨٥١ - فتحعلى خان صبا
فتحعلى خان صبا
ملك الشعرا فتحعلى خان كاشانى، شاگرد صباحى كاشانى و ملك الشعراى فتحعلى شاه قاجار بود.
وى از مردم كاشان است ولادتش در سال ١١٧٩ ه. ق. مىباشد كه در شيراز به سر مىبرد. هدايت در رياض العارفين از وى به ملك الشعرا و سلطان البلغا و افصح المتأخرين و المعاصرين تعبير مىكند.
او در زمرهى ندماى محفل سلطانى درآمد و روزگارى را نيز به حكومت قم و كاشان گذرانيد.
ملك الشعرا در فنون نظم مثنوى و قصيدهسرايى طرزى خاص داشت و غالبا همّت بر رعايت معانى و الفاظ و مراعات صنايع و بدايع مىگماشت. كلامش فصيح و مطبوع و زيبا و متين است و اشعار او بليغ و جزيل و مصنوع و رنگين. ديوان قصايدش ١٥٠٠٠ بيت است.
صبا در شعر شاگرد حاج سليمان صباحى است. او در تقويت شيوهى شاعران باستان رنج بسيار كشيد و در اين شيوه پس از استادان خويش رتبهى مقدم را دارد و نخستين شاعرى است كه ثمرهى نهضت بازگشت ادبى در اشعار او به قوّت تمام مشاهده مىشود.
صبا علاوه بر ديوان قصايد، مثنويهاى مشهورى دارد. مانند شهنشاهنامه كه حماسهاى است دينى دربارهى پيامبر اسلام (ص) و على (ع)، عبرتنامه، گلشن صبا (به تقليد بوستان).
وى به سال ١٢٣٨ ه ق. درگذشته است.١
-*-
پيرو فرمان يزدان،
پيشواى دين حسين ***** ماه برج مصطفى و درّ درج٢ بو تراب
آن كه بر نام همايون وى
از عرش برين ***** عقل
كل آمد خطيب خطبه فصل الخطاب
هم على را از علوّ منزلت
قائم مقام ***** هم
نبى را از سموّ٣ مرتبت نايب مناب
زيب آغوش بتول و گوشوار
گوش عرش ***** زينت
دوش رسول و معنى امّ الكتاب
آخر اى بيدادگر گردون،
به پيش دادگر ***** مصطفى
را چون دهى زين جور بىپايان جواب؟
آل مروان را به لب از
ساقى گلچهره، مى ***** آل طه را جگر از آتش حسرت، كباب
آفتاب روى او تابان ز
رمح٤ مشركان ***** باد يا رب منكسف، تا حشر روى آفتاب
روز محشر تا شفيع شيعيان
گردد، كشيد ***** شافع
يوم الحساب، اين ظلمهاى بىحساب٥
[١] رياض العارفين؛ ص ٢٦٢. لغت نامه دهخدا.
[٢] درج: صندوقچه.
[٣] سموّ: بلندى، رفعت.
[٤] رمح: نيزه، جمع آن ارماح و رماح است.
[٥] سيرى در مرثيهى عاشورايى؛ ص ٢٢٩.