دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٨٤٤ - صباحى بيدگلى
آمادهى
قيامت موعود هركسى ***** كايزد
وفا به و عهده مگر مىكند كنون؟
گفتم محرّم است و نمود
از شفق ملال ***** چون ناخنى كه غمزده آلايدش به خون
يا گوشواره١ اى كه سپهرش ز گوش عرش ***** هرساله در عزاى شه دين كند برون
يا ساغرى است پيش لب
آورده آفتاب ***** بر
ياد شاه تشنه لبان كرده سرنگون
جان امير بدر٢ و روان شه حُنَين٣
سالار سروران سر از تن
جدا حسين
٢
افتاد رايت صف پيكار
كربلا
***** لب تشنه صيد وادى خونخوار كربلا
آن روز، روز آل على تيره
شد كه تافت ***** چون مهر از سنان٤، سر سردار كربلا
پژمرد غنچهى لب گلگونش
از عطش ***** وز
خونش آب خورد، خس و خار كربلا
لَخت جگر٥ نوالهى٦ طفلان بىپدر ***** وز آب ديده شربت بيمار كربلا
ماتم فكند رحل اقامت دمى
كه خاست ***** بانگ
رحيلِ قافله سالار كربلا
شد كار اين جهان ز روى
آشفته تا مگر ***** در كار آن جهان چه كند كار كربلا؟
گويم چه سرگذشت شهيدان
كه دست چرخ ***** از
خون نوشته بر در و ديوار كربلا
افسانهاى كه كس نتواند
شنيدنش
يا رب بر اهل بيت چه آمد
ز ديدنش
٣
چون شد بساط آل نبى در
زمانه طى ***** آمد
بهار گلشن دين را زمان دى٧
يثرب٨ به باد رفت به تعمير ملك شام ***** بطحا خراب شد به تمنّاى ملك رى٩
سرگشته بانوان حرم گِرد
شاه دين
***** چون دختران نعش١٠ به پيراهن جُدى١١
[١] گوشواره: كنايه از هلال ماه است.
[٢] بدر: چاهى است ميان مكّه و مدينه كه نخستين جنگ ميان مسلمانان و مشركان در ماه رمضان سال دوم هجرت روى داد و مسلمانان پيروز شدند و امير بدر منظور حضرت على (ع) است كه شجاعتهايش ثبت تاريخ اسلام است.
[٣] حنين: غزوهاى كه كمى بعد از فتح مكّه، در وادىاى به نام حنين (به فاصله يك روز از مكّه بر سر راه طائف) در ماه شوّال سال هشتم هجرى بين حضرت رسول اكرم (ص) و كفّار عرب واقع شد. شه حنين: منظور حضرت على (ع) است كه شجاعت بىنظير داشت.
[٤] سنان: سرنيزه، جمع آن اسنه است.
[٥] لخت جگر: خون جگر.
[٦] نواله: خوراك، خوراك فرزندان امام شهيد (ع) خون جگر و نوشيدنى آنها اشك چشم بود.
[٧] چون دورهى پيامبر اكرم (ص) سپرى شد، بهار دين به زمستان بدل گشت.
[٨] يثرب: نام قديم مدينة الرسول (ص) مىباشد.
[٩] ملك رى: اشاره است به وعده و حكمى كه ابن زياد به عمر بن سعد در باب حكومت رى داده بود و بعد جريان حضرت سيد الشهدا (ع) پيش آمد. آن وعده را موكول به گرفتن بيعت از آن حضرت كرد و عمر بن سعد شقاوت را بدان حد رساند كه به قتل امام حسين (ع) و ياران با وفاى آن حضرت و اسارت خانواده و اهل بيت (ع) راضى شد و شقاوت ابدى را به دست آورد و آرزوى رى را به گور برد.
[١٠] دختران نعش: بنات النعش: هفت ستاره در آسمان در جهت قطب شمالى كه گرد جدى (ستاره قطبى) مىگردند.
[١١] جدى: ستارهى پسين بنات نعش صغرى كه نزديك قطب است و به آن ستاره قطبى مىگويند.