دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٨٠٣ - محتشم كاشانى
محتشم كاشانى
شمس الشعراى كاشانى، حسان العجم١، مولانا سيّد كمال الدّين على فرزند خواجه مير احمد كاشانى متخلّص به محتشم، شاعر اوايل عهد صفوى و از معاصرين شاه طهماسب صفوى است. در حدود سال ٩٠٥ ه ق. در كاشان متولّد شد، نزديك به ٩١ سال زيست و به سال ٩٩٦ هجرى در زادگاه خود، رخت به سراى باقى برد. محتشم، پس از تحصيل مقدمات علوم زمان خود به «شعربافى» پرداخت كه در اشعار عديدهاى به اين حرفهى خود اشاره كرده است.
محتشم به دليل درد مزمن پا، سفرهاى زيادى نداشته است. ولى در شمار سفرهاى او، چند سفر به اصفهان، عتبات عاليات و خراسان را نوشتهاند، قصايد او در اين سفرها خواندنى است.
محتشم اشعارى در مدح سلاطين و شاهزادگان صفوى، به ويژه شاه طهماسب و فرزندان او سرود. همچنين شش رباعى در تاريخ جلوس شاه اسماعيل دوم به سلطنت سروده كه مشهور است و از آنها ١١٢٨ مادهى تاريخ به دست مىآيد. وقار شيرازى (م ١٢٩٨ هجرى) رسالهاى در شرح اين شش رباعى نوشته است٢. به علاوه، محتشم در دورهى گسترش روابط شعراى ايرانى با شبه قارهى هندوستان مىزيست٣ و با اينكه خود به هندوستان نرفت، ولى اشعارى توسط برادرش عبد الغنى به نزد سلاطين آن خطّه فرستاده شد.
محتشم در سال ٩٩٦ ه ق. درگذشت. مدفن وى در كاشان مشهور است و حتى محلّهاى كه اين مدفن در آن است به نام «محلّهى محتشم» شهرت دارد.
تركيببند محتشم: به گفته اسكندر بيك منشى، زمانى كه محتشم قصيدهاى در مدح پرى خان خانم (دختر شاه طهماسب) سرود و خبر آن به شاه طهماسب رسيد، وى را به سرودن اشعارى در مدايح و مراثى اهل بيت عصمت تشويق كرد٤.
پس
از اين تشويق، محتشم، ابتدا در استقبال از هفت بند ملا حسن كاشى تركيببندى در مدح
حضرت على (ع) سرود٥ و سپس شبى در عالم رؤيا به خدمت امام
على (ع) رسيد و امام از او خواست تا در مصيبت حسين (ع) مرثيهاى بسرايد با اين
مطلع
«باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است»٦. مرثيه سروده شد و از همان روزهاى
آغازين، مورد توجه و استقبال قرار گرفت و تا به امروز مرثيهاى به اين درجه از
شهرت و سوز و اثر پديد نيامده است.
مرحوم شيخ عبّاس قمى مىنويسد: «محتشم شاعر، صاحب مراثى معروفه كه در جميع تكايا و مجالس ماتم ابا عبد اللّه الحسين (ع) بر در و ديوار آن نصب شده است و گويا كه از حزن و اندوه، آن اشعار نگاشته شده يا از خاك كربلا سرشته شده است.
اين اشعار، مثل مصيبت حضرت ابا عبد اللّه (ع) به هيچ وجه مندرس نمىشود و اين كشف مىكند از عظمت بزرگى مرتبت و كثرت معرفت محتشم»٧ اين تركيببند تا به امروز لطف خود را كه ناشى از صفا و صداقت حقيقى آن است از دست نداده
[١] حسان العجم: اين لقب معمولا براى شعرايى به كار مىرود كه در منقبت و مرثيه يا مضامين دينى سخن گفتهاند. در ادب فارسى نخستين بار «خاقانى» بدان ملّقب شد.
[٢] رسالهى وقار شيرازى در مجلّه ارمغان چاپ شده است (سال ١٤، ص ٧١٣-٧٢٢؛ و سال ١٥ ص ٧٣، ٧٧، ١٠٠، ١٠٧، ٢٢٦ و ٢٣٦) متن اين شش رباعى در اكثر كتب تراجم آمده است.
[٣] براى تفصيل مطالب در اين زمينه، رجوع شود به اصل مقالهى دكتر سادات ناصرى، ص ١٠٥ و ١١١.
[٤] تاريخ ادبيات ايران، دكتر صفا؛ ج ٥، بخش دوم، ص ٧٩٣ و ٧٩٤.
[٥] همانجا.
[٦] ريحانة الادب؛ ج ٥، ص ٢٢٦ و ٢٢٧.
[٧] هدية الاحباب؛ ص ٢٥٢.