دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٩٤ - اهلى شيرازى
اهلى شيرازى
شيخ محمّد بن يوسف بن شهاب متخلّص به اهلى شيرازى از شعراى شيعى نامدار قرن نهم هجرى است كه در سال ٨٥٨ ه ق.
در شيراز متولد شد. در جوانى از شيراز به هرات رفت و به دربار سلطان حسين بايقرا پيوست. پس از چندى به آذربايجان رفت و به مدح سلطان يعقوب آق قويونلو پرداخت و مثنوى «شمع و پروانه» را در ٨٩٤ قمرى به نام او سرود.
پس از ظهور دولت صفويه به دربار شاه اسماعيل شتافت و در اشعار خود به مدح او پرداخت و مثنوى «سحر حلال» را به نام او كرد. پس از مرگ پادشاه صفوى به زادگاه خود بازگشت و در آنجا از خلق گوشه گرفت تا سرانجام در سال ٩٤٢ هجرى در سن ٨٤ سالگى در گذشت و در كنار قبر حافظ مدفون است.
اهلى از شاعران بزرگ تاريخ ادب فارسى است كه در سرودن شعر دستى توانا داشت. قصايد خود را به تقليد از استادان گذشته نظير انورى، خاقانى، ظهير فاريابى، كمال الدّين اصفهانى و سلمان ساوجى سروده است. اهلى اصولا غزلسرا است و شمار غزلهاى او به ١٤٠١ مىرسد. اما قصايد، قطعات و رباعيات نيز دارد و پس از غزل شمار رباعياتى كه سروده به ديگر انواع شعر او قرونى دارد. تعدادى از قصايد اهلى در منقبت پيامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) و نيز مرثيهى شهداى كربلا بالاخص امام حسين (ع) است. مجموعهى ابيات ديوان او به ١٤٧٣٥ مىرسد و تعداد ١٢ تأليف نيز به او نسبت دادهاند. اهلى شاعرى عارف مسلك بود و از ريا و زهد فروشى گريزان بود. از اشعارش چنين بر مىآيد كه زندگى را در تهيدستى مىگذراند.
علت تخلّص وى به «اهلى» را ارادت به اهل بيت (ع) ذكر كردهاند١.
-*-
اى نقد جان، نثار شهيدان
كربلا
***** چون خاك رهگذار شهيدان كربلا
طورى كه قدر و منزلش از
فلك گذشت
***** سنگىست از مزار شهيدان كربلا
آب خضر به پردهى ظلمت
نهفته چيست؟ ***** گر
نيست شرمسار شهيدان كربلا
در چشم آفتاب كند خاك،
اگر رود
***** بر آسمان، غبار شهيدان كربلا
گر خضر از حيات پشيمان
شود رواست
***** كو نيست در شمار شهيدان كربلا
گلگشت عاشقان همه در خون
خود بود ***** اين
است لالهزار شهيدان كربلا
تا دست لطف حق چه نهد
مرهم نهان ***** بر زخم آشكار شهيدان كربلا
استاده است ساقى كوثر،
مى طهور ***** بر
كف، در انتظار شهيدان كربلا
***
آغشته شد به خون، سرو
فرقى كه موى او ***** خون در درون نافهى تاتار كرده است
قدر حسين كم نشد و شد
عزيزتر
***** خود را يزيد، روسيه و خوار كرده است
چون سوز اين عزا نچكد ز
ديده آب؟ ***** جايى
كه چشم چشمه گهربار كرده است
آن ناكسى كه قصد حسين
اختيار كرد ***** بىشك كه قصد احمد مختار كرده است
[١] ديوان اهلى شيرازى؛ مقدمه با تلخيص. تاريخ ادبيات در ايران؛ ج ٤، ص ٤٤٧-٤٥٣. مجالس المؤمنين؛ ج ٢، ص ٦٩٣-٦٩٦.