دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٧٦٣ - سيف فرغانى
سيف فرغانى
سيف الدّين ابو المحامد محمّد فرغانى، شاعر پارسى گوى قرن هفتم و هشتم هجرى است. زادگاه وى را فرغانه - از شهرهاى ازبكستان امروزى - در ماوراء النهر دانستهاند. از تاريخ ولادت وى اطلاع چندانى در دست نيست ولى آن چنان كه از اشعارش برمىآيد وى هم زمان با فتنهى مغولان مىزيسته است و با سعدى نيز مكاتبه و مشاعره داشته و در دستگاه دولتى صاحب ديوان جوينى فعاليت مىكرده است بنابراين در نيمهى پايانى قرن هفتم و اوايل قرن هشتم در قيد حيات بوده است.
سيف فرغانى به سبب آزار و ايذاء مغولان زادگاهش را ترك كرده به تبريز و سپس آسياى صغير رفت و در يكى از خانقاههاى شهر «آق سرا» - در تركيهى امروزى - گوشهى عزلت گزيد و در فاصلهى سالهاى ٧٠٥ تا ٧٤٩ ه ق در گمنامى درگذشت و همانجا مدفون شد. او همواره از مدح حكام و سلاطين پرهيز مىكرد. سيف به شدت شيفتهى سعدى بود و چهار قصيده خطاب به وى و ٤١ غزل در تضمين اشعارش سروده و سراسر ديوانش مملو از تركيبات، تشبيهات و مضامين سعدى است.
علاوه بر اين بخش ديگرى از سرودههاى سيف را انتقاد از اوضاع نابسامان جامعهى اسلامى، فساد اخلاقى عامه و تباهى اجتماعى آن روزگار ايران در بر مىگيرد.
سيف از قديمىترين سخنورانى است كه در رثاى شهداى كربلا شعر سروده و مردم را به اقامهى عزادارى براى «كشتهى كربلا» دعوت نموده است. شيوهى سخنورى سيف در قصيده، متأثر از سبك شاعران خراسانى است، و در غزل نيز از سعدى و سبك عراقى تبعيت كرده است. اشعار وى در عين انسجام و استحكام به شكل چشمگيرى ساده و روان است. وى را عارفى روشن ضمير و زاهدى وارسته دانستهاند و از آن جا كه او تربيت و تهذيب نفس و حصول سعادت را از طريق علوم معقول و تربيت علمى نمىپسنديد، او را متأثر از سنايى مىدانند.
تنها اثر به جا مانده از سيف ديوان اوست. مجموعهى اشعار وى به بيش از دوازده هزار بيت شامل ٥٧٣ غزل، ١٦٠ قصيده، ٤ قطعه و ٢٣ رباعى مىرسد. اشعارش در نعت خداوند، رسول اكرم (ص) و يا در مقام موعظه و اندرز بوده كه كرارا به آيات و قصص قرآنى و وقايع تاريخى و اصطلاحات عرفانى استشهاد و اشاره شده است١.
-*-
بر كشته كربلا بگرييد
اى قوم درين عزا بگرييد
***** بر كشتهى كربلا بگرييد
با اين دل مرده، خنده تا
چند
***** امروز در اين عزا بگرييد
فرزند رسول را بكشتند ***** از بهر خداى را بگرييد
از خون جگر سرشك سازيد ***** بهر دل مصطفى بگرييد
وز معدن دل به اشك چون
دُرّ
***** بر گوهر مرتضى بگرييد
با نعمت عافيت به صد چشم
***** بر اهل چنين بلا بگرييد
[١] ديوان سيف؛ مقدمه با تلخيص. سيف فرغانى قهرمانى در عرصهى سخنورى؛ ص ١٦ به بعد.