دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٦٧٤ - خليل ذكاوت
سلام
اى شهر مهر و آشنايى *****
شكايت دارم از فصل جدايى
سلام اى شهر جد و مام و
بابم ***** مدينه، كربلا كرده كبابم
مدينه، خوب ما را مىشناسى ***** تو خاك كربلا را مىشناسى
من آن تنها گل باغ حسينم ***** حسين فاطمه را نور عينم
مگو اين آشناى دور، اين
كيست؟ ***** كسى جز شخص زين العابدين نيست
«چه مىخواهى از اين حال
خرابم.. *****
مدينه، كربلا كرده كبابم!
مدينه باز كن دروازهات را ***** و بنگر ميهمان تازهات را
نوايى كه چنين ناله زنان
است ***** صداى بغض زنگ كاروان است
رسيده كاروانى غرق ماتم ***** محرّم در محرّم در محرّم
رسيده كاروانى خرد و خسته ***** پر از دلهاى زخمى و شكسته
ره آوردش به غير از اشك و
غم نيست ***** حرم دارد ولى مير حرم نيست
صدايى كه طنين شور و شين
است ***** نواى كاروان بىحسين است
بيا بنگر مدينه كاروان را ***** ببين از كربلا برگشتگان را
سفر ما را ز همديگر جدا كرد ***** نمىدانى سفر با ما چهها كرد
نبودى تا ببينى اى مدينه ***** وداع زينب و اشك سكينه
نمىدانى چهها با ما عطش
كرد ***** سكينه از عطش صد بار غش كرد
پرستوهاى عاشق دستهدسته ***** سفر كردند با بال شكسته
ستم بر آل طاها شد مدينه ***** و دين پامال دنيا شد مدينه
نگين سبز خاتم را شكستند ***** حريم اسم اعظم را شكستند
مدينه آن سرى كه تاج دين
بود ***** سزايش، آه، آيا اين چنين بود؟
به سينه نينوايى ناله دارم ***** غم هفتاد و دو آلاله دارم
رسول زخمهاى كربلايم ***** يگانه وارث خون خدايم
مدينه، تازه اين آغاز راه
است ***** دمى، بىكربلا بودن گناه است
مدينه، فصل سخت صبر تا كى؟ ***** بماند ماه پشت ابر تا كى؟
مگو با من كه ديگر وقت دير
است ***** كه خطّ عشق پايان ناپذير است
قسم بر زخم اگر چه غرق دردم ***** ولى يك گام ازين رَه برنگردم
قسم بر خون و بين اللّه و
بَينى ***** سرى دارم پر از شور حسينى
همان دم كه پدر افتاد و جان
داد ***** تمام كربلا بر دوشم افتاد
من آن دنبالهى خون حسينم ***** پسر نه، بلكه مفتون حسينم
منم از عشق، خطّ يادگارى ***** منم حيدر تبارى ذو الفقارى
زبانم سرخ و اشكم تيغ الماس ***** منم، من امتداد دست عبّاس