دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٦٥٨ - پروانه نجاتى
پروانه نجاتى
پروانه نجاتى فرزند على دوست به سال ١٣٤٨ ه. ش در «بهبهان» ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاه خود گذراند. سپس در دانشگاه شيراز در رشته زبان انگليسى در مقطع كارشناسى فارغ التحصيل شد.
وى فعاليتهاى شعرى خود را از سال ٧٠ شمسى شروع كرد. در سال ٧٢ به استخدام آموزش و پرورش درآمد.
از خانم نجاتى تاكنون كتابهاى زير به زيور طبع آراسته شده است. «خاكستر پروانه» كه مجموعه غزليات او است. «قنارىترين آواز»، «سوگ سور برادرانم»، «فرشته و انجير» كه كار مشترك او با همسر شاعرش دكتر غلامرضا كافى است. «حجرههاى ملكوت» كه زندگى نامه روحانيون شهيد مىباشد. «شرح پروانه»، «ضريح نقره كوب اشك» كه تصحيح اشعار شهيد شير على سلطانى از شهداى استان فارس است.
ايشان قالب غزل و مثنوى را براى سرودن اشعار خود برگزيده است.
پروانه نجاتى علاوه بر شغل اصلى كه دبيرى مىباشد مسئول «انجمن شعر پروين اعتصامى» در اداره كل ارشاد استان فارس و هم چنين نماينده شعر بانوان ايران در همايش شعر بانوان جهان در كشور بلغارستان بوده است.
-*-
لالايى:
امشب به خواب رفته نگاه
ستارهها
***** افتاده از نفس، طپش گاهوارهها
فردا كنار علقمه تصوير
مىشود ***** طرح شگفتِ حادثهى خون نگارهها
شب نالهيى غريب درين
دشت لالهخيز ***** آشفته، خوابِ سنگىِ اين سنگوارهها
لالاىْ لاىْ كودكِ لب
تشنهام، بخواب! *****
اى غنچه! گلْ شكفتهى دشت شرارهها
مادر بخواب! تا رَوَد از
ياد نازكت
***** آواى جانگدازِ گلو پارهپارهها
مادر بخواب! تا كه نبينى
نخفتهام ***** در حيرتِ شكستن بغض منارهها
دنيا به خواب رفته، تو
هم لحظهيى بخواب! *****
بنگر به خواب رفته نگاه ستارهها١***
چهل منزل اندوه:
دلم گرفته كجايى برادرِ
زينب ***** كه غرقه نور كنى باغِ پرپرِ زينب
شكستهام نه چنانى كه
باورت گردد ***** پس از تو بال ندارد كبوتر زينب
بيا كه عقده گشايى كنم
به دامانت
***** بيا، بيا، بنشين باز در بَرِ زينب
به زانوان خود اينك توان
نمىبينم
***** فتاده اين تنِ بىسر برابر زينب
چهل غروب گذشت، آسمان به
خود پيچيد
***** و تيغ بغض خراشيد حنجر زينب
[١] گريه اشك؛ ص ١١٧.