دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٦٨ - يوسفعلى مير شكاك
سيد ابو القاسم حسينى
سيد ابو القاسم حسينى متخلص به «ژرفا» در سال ١٣٤١ ه. ش در تهران متولد شد. پس از گذراندن تحصيلات ابتدايى و متوسطه براى ادامهى تحصيل به حوزه علميه رفت. مدت چهار سال در تهران و از سال ١٣٦٣ جهت ادامه و تكميل دروس حوزوى به قم عزيمت نمود. هم اينك يك دورهى خارج فقه و اصول را گذرانده است ولى از تحصيلات دانشگاهى نيز غافل نماند و توانسته است كارشناسى ارشد خود را در رشتهى حقوق بين الملل از دانشگاه شهيد بهشتى تهران اخذ نمايد.
ژرفا از ١٢ سالگى شروع به سرودن شعر نمود. به طورى كه اندكى بعد اشعارش در مجلات و روزنامهها چاپ گرديد و در چند نشريه مسئول صفحات شعر گرديد. وى حضورى فعال در كنگرهها و همايشهاى شعرى دارد و مسئوليتهاى فرهنگى در بعضى وزارتخانهها، سازمانها و ارگانها در كارنامه عملكردش به چشم مىخورد.
آثار: «بر بال قلم»، «مبانى هنرى قصههاى قرآن»، «فرهنگ جانبازى»، «بىطرفى در حقوق بين الملل اسلامى»، «حديث رويش بهشت ارغوان»، «بر ساحل سخن»، «زخم، پرواز، ديدار»، و...
ژرفا هم اينك عضو هيئت علمى گروه فقه و حقوق پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى مىباشد.
-*-
هنگامهى انتقام:
يك دشت، دريا
درياى موجش همه خون
درياى خونش همه اشك
اشكى به پهناى صحرا
در انتظار است اين دشت
در انتظار است دريا
يك تلّ آتش
آتش كه مىرويد از او
گل اشك بانو
آتش كه مىرقصدش باد
هو مىكشد، هو
هوهوى دلكش
در انتظار اين تل
در انتظار آتش
يك باغ خنجر
خنجر كه مىبوسدش سر