دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٣٤ - محمد رضا آقاسى
محمد رضا آقاسى
محمد رضا آقاسى فرزند قاسم متخلص به «حيرت» در سال ١٣٣٨ ه. ش در تهران ديده به جهان گشوده وى پس از پايان تحصيلات ابتدايى و متوسطه دو سال در هنرستان تجسمى به تحصيل مشغول شد كه بنابه دلايلى دروسش را ناتمام رها كرد.
پانزده ساله بود كه شروع به سرودن اشعارى نمود و از سال ١٣٥٥ در بعضى انجمنهاى ادبى بخصوص «انجمن ادبى ايران» به سرپرستى استاد ناصح حضورى فعال يافت.
برادر بزرگترش به نام محمد حسن مشهور به عمو حسن و متخلص به «نصرى» و مادرش از مشوقين وى براى ورود به عرصه شعر و شاعرى بودند. مادرش بيش از چهل سال است كه مدّاح اهل بيت مىباشد. از جمله افرادى كه نقش استادى براى آقاسى داشتهاند از استاد مهرداد اوستا و هم چنين يوسفعلى مير شكاك ميتوان نام برد.
ابتدا اشعارش همه در قالب غزل بود و گاهى مخمس و چهار پاره نيز كار مىكرد. از سال ٦٩ قالب مثنوى را براى كارهايش برگزيده كه مجموعه شعر «مثنوى شيعه» محصول اين گرايش بود.
وى با پيروزى انقلاب اندكى در نهادهاى برآمده از انقلاب به فعاليت پرداخت ولى در هيچ سازمانى استخدام رسمى نگرديد.
البته گاهگاه با مراكز فرهنگى دولتى و غير دولتى همكاريهاى نزديكى داشته است.
وى هم اينك متاهل است و در تهران زندگى مىكند و فعاليتهايش منحصرا اجراى برنامههاى فرهنگى مىباشد.
-*-
آخرين ققنوس:
كربلا گفتم كران را گوش
نيست ***** ورنه از غم بلبلى خاموش نيست
بلبلان چهچهه ز ماتم مىزنند ***** روز و شب از كربلا دم مىزنند
هر نظر بر غنچهاى تر مىكنند ***** يادى از غوغاى اصغر مىكنند
گفت بابا بىبرادر ماندهاى؟ ***** بىكس و بىيار و ياور ماندهاى؟
گر تو تنهايى بگو من كيستم ***** اصغرم اما نه، اصغر نيستم
خيز و اسماعيل را آماده
كن ***** سجدهى شكرى بر اين سجاده كن
اى پدر حرف مرا در گوش
گير ***** خيز و اين قنداقه در آغوش گير
خيز و با تعجيل ميدانم
ببر ***** بر سر نعش شهيدانم ببر
تشنهام اما نه بر آب
فرات ***** آب مىخواهم ولى آب حيات
آب در دست كمان دشمن است ***** تير آن نامرد احياء من است
آتش اقيانوس را آواز داد ***** آخرين ققنوس را پرواز داد
خون اصغر آسمان را سير
كرد ***** خواب زينب را چه خوش تعبير كرد١
***
[١] شب شعر عاشورا؛ به ص ١٧ و ١٨.