دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٠٣ - جليل دشتى مطلق
جليل دشتى مطلق
جليل دشتى مطلق فرزند عبد اللّه به سال ١٣٣٤ ه. ش در شهرستان «كنگان» ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايى و متوسطه را تا حد سيكل قديم در زادگاه خود و سپس ديپلم را از شهرستان بوشهر اخذ نمود و تحصيلات عاليه را تا مقطع كارشناسى در رشتهى زبان و ادبيات فارسى از دانشگاه پيام نور شيراز ادامه داد. وى فعاليتهاى شعرى خود را از دوران دبيرستان و با علاقهاى كه به خواندن دواوين شعر داشت آغاز نمود در سال ١٣٥٨ به عنوان كارگزار چند پيشه به استخدام آموزش و پرورش درآمد، ولى بعد از يك سال خدمت به وزارت كشور منتقل شد.
جليل دشتى مطلق سه مجموعه مختلف را آماده چاپ دارد. وى در قالبهاى شعرى مختلفى طبع آزمايى نموده است ولى تمايلش بيشتر به سرودن غزل و مثنوى است؛ شعر نو نيز مىگويد.
ايشان هم اكنون در فرماندارى كنگان مشغول به خدمت است و مسئول شوراى شهر و شهرستان كنگان مىباشد.
-*-
ظهر عاشورا:
آسمان كبود مىنمود
آفتاب مىمكيد
خون تازهى زمين تفته را
بوى درد و داغ مىوزيد
در زمين كربلا
ذو الجناح شيهه مىكشيد
دشت خون گرفته را
زير ضربههاى سُم او،
زمين نه،
شانههاى آسمان به لرزه
اوفتاده بود
دستهدسته اشك
در ميان صحن گونههاى ذو
الجناح
سينه مىزدند
اهل بيت عشق، اهل بيت
آتش و عطش
نخلهاى تشنه لب
كودكان آب... آب
كودكان اضطراب
از ميان خيمههاى گُر
گرفته آمدند
دلشكسته و حزين.