دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٤٧١ - عباس شب خيز
اى
كعبهى جان، قبلهى دل، مهبط ارشاد *****
معمورهى اسلام ز ايثار تو آباد
متروك و خراب از كرمت خانهى
بيداد ***** سلطان و غلام و خدم و بنده و آزاد
در سجده به پيش خم ابروى تو
هر پنج
عرش ملكوت است ترا مسند
اجلاس ***** دارند ملايِك در درگاه ترا پاس
تنها نه جبين ساست به درگاه
تو عبّاس ***** عيسى و كليم و خضر و يونس و الياس
سايند جبين بر درِ مشكوى تو
هر پنج
اى خاك درت سرمه چشم مه و
خورشيد ***** تنها نه منم در طلب دولت جاويد
ذرّات جهانند در اين خواهش
و اميد ***** شمس و قمر و مشترى و زهره و ناهيد
هستند چو بنده به تكاپوى تو
هر پنج
جان بركفم از عشق تو اى
مظهر لولاك
***** وى فيض وجودت سبب خلقت افلاك
عباس كجا، كى كند از كشته
شدن باك ***** اين دست و سر و سينه و چشم و تن صد چاك
باللّه كه نيرزند به يك موى
تو هر پنج
اى رشك همه هستى عالم به
كمالات ***** آدم به مَلَك از تو كند فخر و مباهات
جاويد ز جانبازى تو جملهى
آيات ***** انجيل و زبور و صحف و مصحف و تورات
هستند به تلويح ثناگوى تو
هر پنج
هرچند زده آه درون خيمه به گردون ***** وز سوز عطش جام دلت گشته پر از خون
ليك آب همه عالم امكان به
تو مرهون ***** جيحون و فرات و ارس و دجله و كارون
مخمور و عطشناك لب جوى تو
هر پنج
اى كون و مكان بر كرم و لطف
تو محتاج ***** آن را كه نهادى به سر از مكر متت تاج
از جور عدو گشت به تير ستم،
آماج ***** مشك و علم و جان و دل و ديده، به تاراج
رفت از سر شوق رخ نيكوى تو،
هر پنج
اى مرغ مَلَك بال در اين
دشت بلاخيز
***** افتادهام از جور سپاه شررانگيز
آماده و در دست همه حربهى
خونريز ***** تيغ و سه پر و نيزه و گرز و تبر تيز
اندر صدد صيد پرستوى تو هر
پنج
كى مىسزد از همچو منى وصف
تو مولا ***** فيضى برد از مهر فلك شبپره حاشا!
وامانده درين مرحله «شب
خيز» نه تنها ***** حسان و جرير، اَسمعى و اخطل و اعشا
قاصر ز مديح صفت و خوى تو
هر پنج