دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٤٧٠ - عباس شب خيز
عباس شب خيز
عباس شب خيز قرا ملكى فرزند على متخلّص به شب خيز به سال ١٣٣٠ ه. ش در «قراملك» تبريز پا به عرصه گيتى نهاد تحصيلات خود را تا ديپلم به تناوب در تبريز و شهرهاى ديگر گذراند و مقدمات دروس حوزوى را نيز فراگرفت.
فعاليتهاى شعرى را از دوره دبيرستان آغاز نمود و با حضور در انجمنهاى ادبى تبريز از جمله «انجمن استاد شهريار» سرودن شعر را با جدّيت بيشترى دنبال نمود و از محضر اساتيدى چون «استاد محمد عابد تبريزى» كسب فيض نمود وى قبل و بعد از انقلاب سابقه همكارى با مطبوعات كشور را دارد.
شب خيز مجموعه شعرى آماده چاپ به نام «منظومه قره ملك» به زبان تركى و فارسى دارد.
وى در قالب كلاسيك و به سبك عراقى شعر مىگويد و تمايلش به سرودن مثنوى و غزل بيشتر از ساير انواع شعرى است.
ايشان مجرى انجمن ادبى شهريار است و در يك شركت خصوصى مشغول به كار مىباشد.
-*-
مخمّس: استمداد حضرت ابو الفضل عباس از سيد الشهداء (ع):
مدهوشم و سرمست ز ميناى
غم و رنج
***** گلگون شده ز آن باده نابم رخ نارنج
افتادهام از اسب در اين
عرصهى شطرنج ***** بنگر كه سر و كتف و دل و ساعد و آرنج
رفت از نظرم در هوس روى
تو هر پنج
اى شاه مرا كرده غلام تو
خداوند ***** گر سر برود نگسلم از بند گيت بند
هرگز نروم از سر پيمان
به تو سوگند *****
گو: مكنت و ملك و حرم و خانه و فرزند
گردند فداى سر گيسوى تو
هر پنج
اى پايهى عرش از نفس
گرم تو قائم *****
سر در خطّ فرمان تو ذرات عوالم
مخدوم تويى در دو جهان
ما همه خادم ***** مفتى و فقيه و ثقه و عارف و عالم
جاروب كش مسند سكوى تو
هر پنج
در مكتب تعليم طريقت
تويى استاد *****
از فيض تو يابند خلايق همه ارشاد
هرگز چو تو فرزانه ندارد
دو جهان ياد *****
روح و مَلَك و آدمى و جن و پريزاد
شاگرد دبستان سر كوى تو
هر پنج
تا سر زند از خاك سيه
لاله و سنبل *****
بر دامن لطف تو زند چنگ توسّل
بىاذن تو قمرى نكند شوق
تغزل ***** آينه و شمع و گل و پروانه و بلبل
ساغركش ميخانه يا هوى تو
هر پنج
اى مايهى مجد و شرف
دودهى آدم *****
از توست جلال و حشم و آدم و عالم
نبود دو جهان قيمت يك
موت مسلّم
***** جنّات و قصور و غرف و كوثر و زمزم
بوسند درِ دولت مينوى تو
هر پنج