دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٤٣٨ - احد ده بزرگى
احد ده بزرگى
احد ده بزرگى فرزند حبيب به سال ١٣٢٨ ه. ش در شيراز و در يك خانواده مذهبى به دنيا آمد.
تحصيلات وى در حدّ علوم قديمه است اولين جرقههاى نبوغ شعرى خود را در سنين كودكى نشان داد و از ابتداى جوانى طبعى خوش و ذوقى سرشار داشت. شركت وى در مراسم سوگوارى ماه محرم و دستههاى عزادارى، براى وى، محل مناسبى را براى سرودن فراهم آورد.
وى انجمن ادبى حافظ را تشكيل داد كه تا قبل از پيروزى انقلاب جلسه مخفيانه داشت و پس از انقلاب جلسات آن ادامه يافت و بعدا به صورت انجمن ادبى شاعران انقلاب اسلامى و بصورت گستردهتر توسعه يافت. «احد» امروز عضو كانون شعرا و نويسندگان كشور، مسئول و داور واحد شعر اداره آموزش و پرورش كشور است.
احد از شاعران پركارى است كه در رباعى و دو بيتى دستى توانا دارد، قصيده را خوب مىسرايد، غزليات توانمندى دارد، سخنش با مخاطبانش راحت و از پيچيدگى شعرى به دور است.
آثار: «نماز سرخ خون»، «از كربلا تا كربلا»، «در آيينه شقايق»، «روايت نور»، «قصه گرگ و آهو»، «داستانهاى راست»، «نى نواى نينوا»، «پنجره نور»، «آيات سبز»، «آفت و جنگ شيراز»، «سرود سحر»، «خطبه خون»، «آرزوى كربلا»، «لحظههاى رنگين»، «كشتى زيباى نجات»، «مرغ سحر» و علاوه بر آن تعدادى كتاب هم آماده چاپ دارد.
-*-
پسر را پدر دُردى آشام كرد:
بيا ساقى اى آتش افروز
دل ***** فلق آفرين مهر شب سوز دل
زده دود دل خيمه در سينهام ***** عزا خانه گرديده آيينهام
شب غم گرفته گريبان صبح ***** بنفشه دميده در ايوان صبح
خمارى سيه كرده روز مرا ***** دم سردش افسرد، سوز مرا
مىام ده كه آتش زبانى
كنم ***** گل عشق را جاودانى كنم
بيا ساقى اى قطب آزادگان ***** دل آگاه دلخواه دلدادگان
از آن مى كه زير و زبر
مىكند ***** شب عاشقان را سحر مىكند
از آن مى كه بوى بلا مىدهد ***** شميم خوش نينوا مىدهد
به من ده كه خونم خدايى
شود ***** دل عاشقم كربلايى شود
بيا ساقى اى خضر آيينه
پوش ***** خراباتى خمّ غيرت به دوش
«از آن
مى كه حرّ عطشناك زد» ***** ز شور جنون جيب جان چاك زد
از آن مى كه يك جرعه
«عابس» چشيد ***** فلق گون به تن پيرهن را دريد
به من ده كه مجنون مجنون
شوم ***** غزلخوان ميخانه خون شوم
بيا ساقى اى شاهدان را
امام ***** قيام آفرين شقايق پيام