دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٣٩٤ - عباس براتى پور
اين
سوى اين پيكر پاك، افتاده بر بستر خاك ***** آن سوى استاده دشمن، كردهست آهنگ
جانم
اى سرو قامت، به پا خيز،
با خصم كافر درآويز *****
من تاب هجران ندارم، بنگر به قدّ
كمانم
اى آسمان سخاوت، اى معنى
استجابت ***** خاموش كن با نگاهت، در سينه آتش فشانم
بردار سر تا ببينم،
چشمان خورشيدىات را ***** رحمى كن اى نور ديده، رحمى كه من
ناتوانم
اى شبه پيغمبر من، اى
نوجوان اكبر من ***** بشكسته بال و پر من، اى مرغ بىآشيانم
اى غم برو از بر من، بردار
دست از سر من *****
بگذار تنها بگريم، بگذار تنها بمانم١
***
سوزى نهان ز داغ غمت
دارم اى حسين *****
باشد گواه، ديدهى خونبارم اى حسين
افتادهام ز پا و دل از
دست دادهام *****
دستم بگير گرچه گنهكارم اى حسين
راهى نما به سوى خود اى
قبلهگاه عشق ***** از زندگى ز شوق تو بيزارم اى حسين
در بند غم اسيرم و راهى
نمىبرم ***** چشم انتظار لحظهى ديدارم اى حسين
چشم اميد سوى تو دارم به
اشك و آه
***** تا جلوهاى كنى به شب تارم اى حسين
مگذار تا بر آب كشم نقش
وصل تو ***** بگذار سر به پاى تو بگذارم اى حسين
در آرزوى روى تو از بس
گريستم ***** از گيه مانده، ديدهى افگارم اى حسين
جانى كه در تن است مرا ز
اعتبار دوست *****
حاشا كه جز به راه تو بسپارم اى حسين
باشد نظر به لطف تو
فرداى محشرم ***** كس نيست جز تو يار و مددكارم اى حسين
***
رباعى:
بركَند دل از جهان و تقديم
تو كرد ***** خون ريخت ز ديدگان و تقديم تو كرد
چون تير به مشك خورد و
رفت آب ز دست *****
بر دست نهاد جان و تقديم تو كرد
*
تا ماه اسير پنجهى غم
شده بود ***** خورشيد، سياهپوش ماتم شده بود
طوفان زده، كشتى نجات
امّت ***** بشكسته كنار نهر علقم شده بود
[١] تجلى عشق در حماسه عاشورا؛ ص ٢٨ و ٢٩.