دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٣٤٧ - احمد مشجرى
توصيف
راد مردى او را فرشتگان ***** با خط خويش به عرش معلاّ نوشتهاند
در هر سرىست عشقى و
مهرى به هر دلى ***** عشق حسين را به دل ما نوشتهاند
در زير بار ظلم نرفتن به
روزگار ***** با نام نامى شه بطحا نوشتهاند
رسوايى و دنائت ابن زياد
را ***** در خطبههاى زينب كبرى نوشتهاند
«محبوب» اين
جواب به «پروانه» آنكه گفت «در دفتر زمانه معمّا نوشتهاند»
***
آن صانعى كه زيور هفت
آسمان دهد ***** در باغ، رنگ و بو به گل ارغوان دهد
آن خالق كريم كه بر مور
ناتوان ***** نيروى استقامت و صبر و توان دهد
طاعت سزاى اوست كه از
راه مكرمت
***** عزّت گهى به اين و زمانى به آن دهد
از روى صدق، روى به
درگاه او كنم ***** تا در پناه لطف عميم امان دهد
كى مىتوان ز عهدهى
شكرش برآمدن *****
گر بنده را ز راه كرم صد زبان دهد
مغبون شود، كسى كه به
بازار زندگى *****
نقد حيات خويش ز كف رايگان دهد
گويم مديح سرور آزادگان
حسين ***** كز اشتياق جان به ره آرمان دهد
از خلقت حسين، خداى
جهانيان ***** مىخواست حسن خلقت خود را نشان دهد
غير از حسين كيست كه بهر
رضاى دوست ***** هفتاد و يك شهيد ز پير و جوان دهد
غير از حسين كيست كه در
راه دين حق ***** در زير تيغ اهل ستم تشنه جان دهد
هركس به راه دوست كند
ترك جان و سر *****
او را خداى، زندگى جاودان دهد
نازم به همّتش كه براى
رضاى دوست
***** از جان خويش بگذرد و خانمان دهد
آن خسروى كه بهر فناى
ستمگران ***** با انقلاب خويش جهان را تكان دهد
خواهم از او، مرا ز كرم
در كنار خويش *****
روز جزا به روضهى رضوان مكان دهد
عبّاس آن برادر با جان
برابرش ***** درس وفا و مهر به خلق جهان دهد
سقّا كه ديده؟ دست دهد
از براى آب ***** يا جان خود به خاطر آب روان دهد
دارم اميد آنكه خداوندم
از كرم ***** توفيق خاكبوسى آن آستان دهد
اى شيعه غم مدار، ز
فرداى رستخيز *****
كز راه مهر او به تو خطّ امان دهد١
[١] سخنوران نامى معاصر ايران؛ ج ٥، ص ٣١٦٦ و ٣١٦٧.