دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٣٣٢ - سپيده كاشانى
سپيده كاشانى
سرور اعظم با كوچكى معروف به سپيده كاشانى متخلّص به «سپيده» فرزند حسين به سال ١٣١٥ ه. ش در شهر كاشان در خانوادهاى مذهبى ديده به جهان گشود. پدر و مادرش اولين و بزرگترين معلمانش بودند. در شانزده سالگى به تهران هجرت كرد.
خود مىگويد: «از همان كودكى با شعر خصوصا با اشعار حافظ، سعدى و مولانا آشنا شدم و اشعار حافظ مرا تحت تأثير قرار داد و شعر و ادبيات نيمى از زندگيم شد». سپيده از شاعران معتقد و سخت پاىبند به اصول و مبانى اسلامى بود و بيشتر به قالبهاى شعر كلاسيك توجه داشت.
سپيده كاشانى در سال ١٣٥٢ شمسى نخستين مجموعهى اشعارش را به نام «پروانههاى شب» به چاپ رسانيد و پس از پيروزى انقلاب فعّاليّتهاى ادبى خود را وسعت بخشيد و با مطبوعات و راديو و تلويزيون همكارى نزديك داشت و سرودههاى انقلابى زيادى فراهم ساخت. مدت ١٠ سال و از سال ١٣٦٠، عضو رسمى شعر و ادب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در تالار وحدت بود. و مجموعهى ديگرى به نام «سخن آشنا» از او منتشر شده است.
كاشانى شاعرى خوش قريحه و نيكوپرداز و شعرش از لطافت و ظرافت خاصى برخوردار است و به سبك كلاسيك و نو هر دو شعر مىسرود. سرانجام در بهمن سال ١٣٧١ شمسى بر اثر بيمارى سرطان چشم از جهان فرو بست و با تجليل به خاك سپرده شد١.
-*-
مهر جاودانه:
خجسته باد قدوم تو، اى
كه بدر تمامى ***** فروغ ديدهى ما، مهر جاودانهى شامى
شكفتى اى گل صبر و شكيب
دامن زهرا ***** تو زينبى و چو نام تو نيست نادره نامى
چگونه وصف تو گويم كه در
كلام نگنجى *****
چه از قيام تو گويم، كه قامتى ز قيامى
سخن ز صبر نگويم، كه
خويش اسوهى صبرى *****
رسالتت نستايم، كه در پيام تمامى
تويى تو زينت اَبْ،
زينب اى عصارهى عصمت *****
تو حلم فاطمه، علم على، تو روح پيامى
هنوز سوز كلامت زند شرر
به دل و جان ***** كه از تبار حسينى، كه از نژاد كرامى
جمال عشق درخشيد با پيام
تو آن سان ***** كه در كمال بدين جلوه كس نديد كلامى
تو سايبان يتيمان، طلايهدار
حسينى ***** صلاى نهضت حق، قسط و عدل را تو دوامى
مراست آرزوى آنكه آستان
تو بوسم ***** تو اى فروغ دل ما تو اى كه زينت شامى
خوشا طواف سر كوى دوست
كردن و مردن *****
چنين خوش است «سپيده»! سفر به حسن
ختامى
***
[١] سخنوران نامى معاصر ايران؛ ج ٣، ص ١٧٣٦.